بررسی جنگ استالین توسط شان مک میکین – برداشت تجدیدنظرطلب از جنگ جهانی دوم | کتابها

“منضروری است که فرماندهی آلمان از ابتکار عمل محروم شود ، از دشمن جلوگیری شود و به ارتش آلمان حمله شود وقتی که ارتش هنوز در مرحله اعزام است و فرصتی برای سازماندهی توزیع نیروها در جبهه ندارد. ” جوزف استالین. روزی که آنها این کار را انجام داده اند کاملاً تعجب آورترین قسمت سند است: 15 مه 1941 ، یک ماه و یک هفته قبل از حمله هیتلر به اتحاد جماهیر شوروی (شوروی). شان مک میکین در آخرین کتاب خود می نویسد ، در بهار 1941 ، شوروی ابتدا به حمله به آلمانها فکر می کرد. جنگ استالین.

این حجم حتی طبق استاندارد تاریخ جنگ جهانی دوم چشمگیر است. این بیش از 800 صفحه است ، شامل یک لیست 20 صفحه ای از مجموعه های بایگانی و پرونده های مشاوره شده. فهرست انتشارات و ادبیات منبع حتی طولانی تر است ، در حالی که یادداشت ها ، اغلب محدود به نقل قول ها ، بیش از 90 صفحه را اشغال می کند. این کتاب به خوبی تحقیق شده و بسیار خوب نوشته شده است. ایده های جدیدی را مطرح می کند و برخی از ایده های قدیمی را احیا می کند تا تفسیرهای جریان اصلی درگیری را به چالش بکشد.

نظر تجدیدنظرطلب با عنوان شروع می شود. مک میکین ادعا می کند دلیل بیشتری برای جنگ جهانی دوم برای جنگ استالین وجود دارد تا هیتلر. چرا؟ یک توضیح این است که وقتی شما جنگ را از منظر پایان آن و نه آغاز آن می بینید ، این استالین است که به عنوان ذینفع اصلی ظاهر می شود. علاوه بر این ، اگر قرار است جنگ جهانی دوم به عنوان یک درگیری جهانی و نه فقط یک درگیری جدی با اروپا برخورد شود ، پس استالین با سربازان خود در آغاز جنگ مناطقی از اروپای شرقی را اشغال کرده و در مغولستان با ژاپنی ها می جنگد و ارتش هایش راهپیمایی به سمت اروپای مرکزی و منچوری چین در پایان آن ، یک شخصیت متقاعد کننده جهانی نسبت به هیتلر است.

اینکه آیا این واقعاً جنگ هیتلر را به جنگ استالین تبدیل می کند ، تصمیم گیری برای خواننده است یا خیر ، اما تغییر دیدگاه به ما کمک می کند تقویم زمانی متفاوت از مشارکت شوروی در جنگ را از آنچه در تاریخهای جبهه شرقی پیشنهاد شده است ، بپذیریم. مک میکین از خواننده دعوت می کند تا تاریخ جنگ را از نقطه نظر به ندرت نگاه کند و بسیاری از فجایع و کنایه های غم انگیز اتحاد بزرگ را که در طول جنگ شکل گرفته و کار کرده است ، ارزیابی کند. گزارش وی برجستگی وحشیانه استالین را نشان می دهد ، جنگی که از طرف هیتلر آغاز شد و با به دست آوردن شناخت غربی از تصرفات ارضی خود که برای اولین بار در سالهای 1939-40 بر اساس پیمان مولوتف و ریبنتروپ انجام شد ، پایان یافت.

نمایش مک میکین از استالین به عنوان چهره برجسته جنگ بدون هزینه انجام نمی شود. دیکتاتور اتحاد جماهیر شوروی بسیار قدرتمندتر از آنچه توسط عملکرد دیپلماتیک و نظامی ناخوشایند او در مراحل اولیه جنگ یا عدم توانایی در مذاکره در مورد هرگونه ترجیحات ژئوپلیتیک با متحدان غربی در یالتا فراتر از سرزمینهایی که قبلاً توسط ارتش سرخ اشغال شده است ، مطرح می شود. در 40-1939 و سپس در 45- 1944. تصویر استالین به عنوان یک سلطه مداوم در جنگ ، با طرح نیرویی که او در پایان جنگ به دست آورد ، به سالهای جنگ به طور کلی بدست می آید.

اما در حالی که توجه به استالین معطوف شده است ، وی تنها رهبری نیست که اقدامات وی در کتاب مورد ارزیابی مجدد قرار می گیرد. همانطور که مک میکین می نویسد: “درخشش روزافزون” جنگ خوب “دولتمردان پیروز خود را از موشکافی اعمال شده در مورد همتایان آنها در جنگ جهانی اول که این افراد را به داخل سنگرها هدایت کردند ، نجات داد.” به گفته مک میکین ، این روزولت و چرچیل بودند که “درگیری را به جنگ استالین” تبدیل کردند. او به “رویکرد جبرانگرایانه چرچیل در امور کشوری” اشاره می کند و روزولت را به دلیل اولویت بندی نیازهای استالین در جنگ با اتخاذ رویکرد “آلمان ابتدا” انتقاد می کند. كمكهای ارائه شده به اتحاد جماهیر شوروی از طریق Lend-Lease 50 تا 100 برابر بیشتر از كمكهای ارائه شده به چیانگ كای شیك ، رهبر چین ملی گرا ، متحد اصلی آمریكا در جنگ با ژاپن بود.

انتقادات مک میکین از رهبران غربی ، اگرچه کاملاً بی دلیل نیست ، اما گاهی اوقات مانند توبیخ عدم پذیرش منطق استالین و روش های سیاست خارجی وی چنین است: تقسیم جهان به سرمایه داران و کمونیست ها و در صورت لزوم ، اتحاد با آلمان نازی یا ایتالیای فاشیست برای رسیدن به اهداف ژئوپلیتیکی که با آنها در میان گذاشت. مک میکین استدلال می کند که حمایت شدید انگلیس از فنلاند در سال 1940 می تواند منجر به ایجاد اتحادی نه تنها با ایالات متحده بلکه با ایتالیا و مجارستان شود. وی چرچیل را به دلیل امتناع از مذاکره با برلین پس از سقوط فرانسه و “رفتار تحقیرآمیز خود با مأموریت هس” محکوم می کند. هنگامی که استالین در بحث صلح جداگانه با آلمان در استکهلم درگیر بود ، روزولت مسئول رد هرگونه مذاکره با آلمان ها است.

دیپلمات آمریکایی چارلز بولن از یالتا در فوریه 1945 خطاب به همکار خود جورج کنان در مسکو نوشت: “سیاست خارجی از این نوع نمی تواند در دموکراسی انجام شود.” کنان پیشنهاد کرد که اروپا بین اتحاد جماهیر شوروی و متحدان غربی به نصف تقسیم شود. بولن استدلال کرد که رهبران غربی حتی اگر بخواهند بدون ایجاد طوفان سیاسی در داخل کشور نمی توانند چنین کاری انجام دهند. همین مورد در بیشتر گزینه های سیاست جنگ جهانی دوم روزولت و چرچیل که در این کتاب پیشنهاد شده است ، صدق می کند.

برای استناد به مک میکین ، جنگ استالین “یک تاریخچه جامع از جنگ جهانی دوم” نیست. اما نویسنده همچنین درست است که می گوید نگاه او به درگیری جدید است ، که س questionsالات جدیدی را به وجود می آورد و باید اضافه کرد ، پاسخ های جدید و اغلب غیر منتظره را به سالات قدیمی ارائه می دهد.

Serhii Plokhy حماقت هسته ای: تاریخچه جدیدی از بحران موشکی کوبا توسط آلن لین در 13 آوریل منتشر شده است

جنگ استالین توسط شان مک میکین توسط آلن لین منتشر شده است (40 پوند). برای سفارش کپی به Guardianbookshop.com مراجعه کنید. ممکن است هزینه های تحویل اعمال شود

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *