“برای موفقیت اقلیت ها ساخته نشده است”: دانشمندان سیاه پوست در مورد مسئله نژاد دانشگاهی | مسابقه

دکتر یولاندا اونه: “در علم ، من می خواهم شکستن نخبه سالاری فکری را ببینم”

دکتر یولاندا اونه، 29 ، یک است بیوفیزیکدان دانشگاه منچستر. وی پس از مدرک کارشناسی فیزیک در کالج امپریال لندن به تحقیق در سطح کارشناسی ارشد ادامه داد و از بنیانگذاران اقلیت ها در STEM (علوم ، فناوری ، مهندسی و ریاضیات) ، قبل از شروع دکترای خود در UCL.

من خودم را بیوفیزیک می نامم زیرا تکنیک های MRI را با هدف بیماری نورودژنراتیو توسعه می دهم. من سابقه فیزیک دارم ، اما این تقاطع بین زیست شناسی ، فیزیک و علوم اعصاب است. من با سوالات بیولوژیکی فریب داده شدم و وقتی فهمیدم می توان از فیزیک برای دیدن آنها استفاده کرد ، فکر کردم “این برای من است”.

من در یک شهر کوچک خارج از شفیلد بزرگ شدم. پدر من غنائی است و مادر من نیمی از انگلیس و نیمه غنا است. او در غنا به دنیا آمد. من همیشه در انگلیس زندگی می کردم. مادر من یک دکتر است ، بنابراین یک پیوند STEM در خانواده وجود دارد. بنابراین من فکر می کردم که پزشکی را انجام دهم ، اما هرگز 100٪ آن را مجذوب خود نکردم و فکر می کنم کنجکاوی فراتر از بدن داشتم. از آنجا که من کاملا جوان بوده ام ، همیشه شیفته ظرافت ریاضیات بوده ام. با این حال ، طبیعت کاربردی فیزیک چیزی بود که من را فریب داد.

بعد از کارشناسی ارشد من کار ارتباطی علمی را شروع کردم ، که باعث شد من اقلیت ها را در STEM بنیان بگذارم – زیرا اغلب مخاطبان علم نشان می دهند که ما بسیار شبیه به خودمان نیستیم ، و همچنین در آزمایشگاه ها و محل کار ما همه در یک دوره از راه منزوی شدن را تجربه کردند. ما فکر کردیم که این یک روش خوب برای نمایش سایر دانشمندان اقلیت و بلند کردن یکدیگر است.

سیستم آکادمیک در واقع برای موفقیت اقلیت ها ساخته نشده است. اگر ما هنوز سالها از برابری جنسیتی فاصله داریم ، برابری برای اقلیت های قومی پشت این است. در علم ، من می خواهم شکستن نخبه گرایی فکری را ببینم. انتشار اطلاعات علمی کاملاً به روشی قدیمی و غیرقابل دسترس انجام می شود. اگر این تغییر شکل داده شود ، برای گروه متنوع تری از مردم استقبال و بازتر به نظر می رسد.

یک مثال خوب در این مورد چگونگی نیاز به همکاری با افراد برای پیشرفت شغلی خود است. این اغلب از طریق دهان به دهان و شبکه اتفاق می افتد ، افرادی که با یکدیگر کار می کنند نیز همکارها کار یکدیگر را بررسی می کنند و از کمک های مالی یکدیگر برخوردارند. بدون این شبکه ها ، پیمایش در حرفه شما دشوارتر است. این جنبه های پیشرفت شغلی آکادمیک باید شفاف تر باشد. به نظر من ، یک چیز که کمک می کند بیشتر طرح های مشاوره است – من اخیراً از کسی خواسته ام که مربی من باشد.

در سطح کلان سازمانهای بزرگی به ما مراجعه می کنند و می گویند: “چه کاری می توانیم انجام دهیم؟” اما این نقش من نیست. ما افرادی هستیم که مجبور شده ایم موانع زیادی را پشت سر بگذاریم تا به مکان خود برسیم. بنابراین وقتی می آیید و راه حل ها را نیز از ما می خواهید ، این کار اضافی است ، به ویژه هنگامی که بخش های برابری ، تنوع و فراگیر وجود دارد که باید سعی کنند روی این مشکلات کار کنند – گاهی اوقات این کار کمی کارآمد به نظر می رسد.

دکتر Dayne Beccano-Kelly: “در لندن ، به من گفته اند که از آنجا که آمدم برگرد”

Dayne Beccano-Kelly در ساختمان هایدن الیس ، دانشگاه کاردیف.
Dayne Beccano-Kelly در ساختمان هایدن الیس ، دانشگاه کاردیف. عکس: Francesca Jones / The Observer

دکتر داین بکانو کلی، 36 ، تیم تحقیقاتی خود را در مرکز انستیتوی تحقیقات دمانس انگلیس در دانشگاه کاردیف رهبری می کند. این امکان از طریق جایزه ، در 2020، از یک کمک هزینه تحصیلی UKRI Future Leaders. بین سالهای 2014 و 2019 ، از حدود 12،700 دانشمند مورد حمایت ، کمتر از 35 دانشمند سیاه پوست این بودجه تحقیقاتی را دریافت کردند. هیچ یک از دریافت کنندگان نژاد کارائیب نبودند.

من در کاردیف متولد شدم و خود را سیاه پوست انگلیسی می دانم که دارای میراث کارائیب هستم. تمام خانواده من از هر دو طرف از جامائیکا بودند و پدربزرگ و مادربزرگ من در هنگام Windrush آمدند. برای من ، علم همیشه فوق العاده جالب بود – من دوست داشتم سوال بپرسم و پاسخ شگفت آور را بدست آورم. اما یکی از فاکتورهای مهم این بود که پدربزرگم چند بیماری داشت و به یاد دارم که به او گفتم قصد دارم او را برطرف کنم. من پنج شش ساله بودم و مصمم بودم. من تمام تحصیلاتم را در شمال لندن گذراندم – در آنجا بزرگ می شوم که زمینه های قومی زیادی را می بینید. اما هرچقدر لندن متنوع باشد ، هیچ مدینه فاضله ای نیست. به من گفته اند که به خانه خود ، در لندن ، “به آنجا که آمدی برگردی” برگردم و من برگشتم ، لبخند زدم و گفتم: “از کجا فهمیدی من اهل کاردیف هستم؟”

تصمیم من در مورد کار تحقیقاتی به ویژه به این دلیل اتفاق افتاد که در دانشگاه من آنقدر خوب کار کردم که به من پیشنهاد شود در کلینیک مایو در ایالات متحده کار کنم. سپس من یک پروژه دکترا عالی را دیدم که درمورد تخریب عصب تحقیق می کند ، بنابراین فکر کردم حداقل برای آن درخواست می کنم. دو موقعیت وجود داشت و من انتخاب خودم را انتخاب کردم. من واقعاً از کار آزمایشگاهی که انجام می دادم لذت بردم. همه اینها کار طبیعی با همکاری با افرادی بود که در خط مقدم دانش بودند. فکر کردم دوست دارم بخشی از این باشم. می توانم در یافتن هدف درمانی بعدی یا هدف بزرگ بعدی کمک کنم. آنچه مرا تحت تأثیر قرار داد توانایی ایجاد این تفاوت با کارهایی که می توانم انجام دهم بود. من کاملاً احساساتی بودم این یک معامله بزرگ است ، به دست آوردن این بورس تحصیلی خاص که به من اجازه می داد یک آزمایشگاه راه اندازی کنم و دو فوق دکتر را استخدام کنم تا در برنامه کاری که من بیرون می کشم کار کنم. بنابراین من مسئول آزمایشگاه هستم. اما من نمی توانم شما را جای خود بگذارم و به شما بگویم که دشوار بود که در این سالن ها قدم زد و یک چهره از سایه ای غیر از سفید را ندید و فکر کرد: “اوه ، من وارد این می شوم ، باید خیلی ساده باشد ، فقط کسی قبلاً آن را امتحان نکرده است. ” این باید اشتباه باشد زیرا دانشمندان سیاه پوست مشهوری وجود داشته اند. با این حال ، پرتره ها و عکس های آنها اغلب بر روی دیوارهای بسیاری از موسسات که در آنها کار کرده ام یافت نمی شود.

پروفسور ایجئوما اوچگبو: “داده ها مرا شوکه کرد … فکر کردم ، این واقعا وحشتناک است”

پروفسور ایجئوما اوچگبو در یکی از آزمایشگاه های UCL.
پروفسور ایجئوما اوچگبو در یکی از آزمایشگاه های UCL. عکس: آنتونیو اولموس / ناظر

پروفسور ایجئوما اوچگبو، 60 ، یک است دانشمند علوم نانو در دانشگاه کالج لندن، و فرستاده پرووست برای برابری نژادی.

ورود من به دانشگاه غیر سنتی است ، به این دلیل که وقتی ازدواجم به هم خورد از نیجریه به انگلیس برگشتم و می خواستم دکترای خود را انجام دهم. اما من در انجام دکترا کاملاً بالغ بودم. و من یک مادر تنها بودم که از سه کودک خردسال مراقبت می کردم. این زندگی بسیار سختی بود ، اما من بیشترین زمان را در آزمایشگاه داشتم. بنابراین هنگامی که در آن مسیر قرار گرفتم ، مصمم شدم که از پس همسالانم بروم. من واقعاً روی سوالات تنوع تمرکز نکردم. من کاملاً آگاه بودم که تنها صورت سیاه اتاق هستم. خیلی از آن چیزها آگاه هستند. اما این خیلی روی رادار من نبود چون چیزی که من باید آن را تعمیر یا درگیر می کردم.

و سپس ما برای منشور برابری نژاد در UCL اقدام کردیم. و مروجان از من دعوت کرد تا در تیم ارزیابی خود قرار بگیرم. و دوباره ، من فقط با خودم فکر می کردم: “من خوب کنار می روم – من یک استاد دانشگاه UCL بودم ، چرا من؟ چرا مشکل خود را برطرف نمی کنید؟ ” به هر حال ، من واقعاً با کینه به این جلسه رفتم و وقتی به آنجا رسیدم ، داده ها را دیدم. و داده ها مرا شوکه کرد. منو شوکه کرد منظورم این است که شما می توانید آن را در اطراف خود ببینید ، اما وقتی آن را سیاه و سفید با اعداد می بینید ، و به همه افرادی که می شناختید فکر می کنند که می خواهند حرفه علمی داشته باشند و آنها ناپدید شده اند … فکر کردم واقعاً وحشتناک. با نگاهی به دانشگاهیان سیاه پوست در طی یک دوره 20 ساله ، فقط سه دانشگاهی را یافتیم که تاکنون ارتقا یافته اند … و من فکر کردم: “خوب ، من باید پیام را به افرادی که تصمیم می گیرند برسانم.” بنابراین دیدن داده ها و درک این موضوع بود که سیستم های ما چقدر آسیب زننده و نژادپرستانه هستند. و مایل به ایجاد تغییر در روش بسیار اندک و اعتقاد بر این است که اگر ما بتوانیم در UCL ، که 10 دانشگاه برتر جهانی راسل است ، تغییراتی ایجاد کنیم ، آنگاه تغییر می تواند در هر مکانی واقعاً اتفاق بیفتد.

وقتی کارم را شروع کردم ، من و یک سیاهپوست دیگر بودیم – این دو سیاه پوست در ساختمان. اما اکنون که وارد آن می شوید ، فارغ التحصیلان سیاه پوست وجود دارد. بنابراین وقتی به اطراف نگاه می کنم ، فکر می کنم این کاملاً متفاوت از 30 سال پیش است که من کار خود را شروع کردم ، اما برای فرزندانم ، به اندازه کافی متفاوت نیست ، بنابراین ما باید فشار بیشتری بیاوریم. این مانیفست من است. داده های قومیت خود را منتشر کنید ، چند راه حل بهبودی ارائه دهید ، بررسی کنید ، تکرار کنید. و بیایید ببینیم خطوط تغییر می کنند ، بیایید ببینیم که اعداد تغییر می کنند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *