برای افراد بی دین مطلق مانند من ، این سرشماری یک میدان مین بود | سرشماری

تکمیل سرشماری باید ساده باشد – تمام کاری که شما باید انجام دهید این است که بگویید چه کسی و کجا هستید. در طرح بزرگ تاریخ ، این مانند سفر به بیت لحم و جایی برای اقامت نیست. اما هنوز – این یک آزمایش سخت بود.

از والدین جدا شده ای که حضانت حضوری مشترک دارند ، انتظار می رود در شب 21 مارس بچه های خانه ای را که در آن هستند ، لیست کنند. خوشبختانه اگر فرزندانم امروز قرار بود با من باشند این کار را می کردم ، اما آنها نیستند. بنابراین ، وقتی س questionال پیش آمد ، من با خوشحالی به همسر سابقم پیام دادم: به هر حال من آنها را زمین می گذارم. ” او با کمی وقار و حوصله گفت: “به هر حال نمی توانید آنها را زمین بگذارید.” “این یک سرشماری است.” “شما می دانید چه ، پادشاه هرود؟ لعنت به تو!” با ذوق جواب دادم.

سپس من کاری کردم که همیشه با اختلاف نظر مواجه می شوم – این موضوع را به توییتر رساندم. ظاهراً دانشمندان جمعیت این معمای دقیق را مطالعه می کنند: در مورد طلاق هایی که به دلایل احساسی دو برابر می شوند ، چه می کنید؟

چند نفر گفتند که برای ایجاد حساب هر کسی که در 21 مارس در جایی غیر از محل زندگی اصلی خود اقامت داشت ، انعطاف پذیری در آن ایجاد شده است. اکثر مردم گفتند: “فقط آنها را در خانه ای که در آن شب هستند قرار دهید و ادم سفیه را کنار بگذارید.” یکی از توئیترهای سانسور به سادگی گفت: “وقت سخاوتمند بودن است.” مادر ، خانمها و آقایان این مادر من بودند. با جسارت در کنار آب سابق خود در آبهای آزاد رسانه های اجتماعی جانبداری می کنم. و فکر می کنید مشکل دارید.

تصمیم گیری من یا نخواستن با این سیستم تنها تصمیم من نبود: انسان گرایان تقریباً هر روز با هم در تماس بودند تا به ملحدان یادآوری کنند که ما باید در جواب سوال “هیچ دینی” به این سوال پاسخ دهیم. درباره قوی ترین زبانی که من از استفاده اومانیستی شنیده ام ، آنها س theyال ایمان را به شکل “مغرضانه و پیشرو” خواندند و نگران بودند که قبلا “بسیاری از افراد بدون اعتقادات مذهبی و فاقد هویت مذهبی را تشویق کرده است که با این وجود جعبه مذهبی را انتخاب کنند وابستگی فرهنگی “.

این کاملاً نتیجه ای است ، همه اینها: اگر یک مطالعه متورم درباره تعداد مسیحیان در این کشور داشته باشید ، این نه تنها مدرسه ایمان را ترغیب می کند ، بلکه همچنین افرادی را که عاشق عبارت “جهان بینی یهود-مسیحی” هستند ، که روش عالی برای لگد زدن است ، تشویق می کند. خشم یک نژادپرستانه (این بدین معنا نیست که آنها از بیگانگان توجه می کنند – نه ، فقط این است که همه باید به جهان بینی یهود-مسیحی پایبند باشند.)

الحاد چیز عجیب و غریبی است: بنابراین بسیاری از ما آن را زندگی می کنیم – طبق اطلاعات ONS از سال 2019 ، 39 درصد از کسانی که در انگلیس زندگی می کنند – اما این کلمه مفهوم هایی را حفظ می کند که در دهه 50 کمی رم بودند. اینکه بگویید شما ملحد هستید یک تحریک بی مورد است – چرا نمی توانید فقط بگویید اگنوستیک؟ چرا که شما فقط نمی دانید خدا را کلا انکار کنید؟ اگر ملحد به اندازه کافی احترام نگذارد ، همچنین قابل احترام نیست – مانند این است که بگویید گواهینامه رانندگی ندارید. خوب است ، جامعه می تواند با آن زندگی کند ، اما قرار نیست خود بخود سقوط کند تا شما را وارد باشگاه گلف کند.

بنابراین ملحدان قطعاً باید این حرف را بزنند ، اما من این عقیده شرم آور را دارم که در سال 2001 جدی را قرار دادم. (خنده دار بود ، خوب؟ تغییر زمان.) در سال 2011 ، من حتی ممکن است مسیحی را قرار داده باشم ، با مغز خرد شده کودک نو پا فکر می کنم که باید سعی کنم بچه ها را به یکی از مدارس اعتقادی برسانم که من موافق نیستم با.

سرانجام ، یک دادخواست برای براندازی سوال هویت ملی در آنجا بود. به جای قرار دادن انگلیسی ، انگلیسی ، ولزی ، ایرلندی شمالی یا اسکاتلندی – در صورت استفاده – ایده این بود که “other” را علامت بزنید و “European” را مشخص کنید. به این ترتیب ، اگر با اتفاق مهمی که اخیراً رخ داده است مخالف باشید – شاید فکر می کردید که Brexit ایده درخشان نیست – می توانستید آن را به مرد بچسبانید. احساس او را به او بگویید. او قطعاً گوش می داد.

این مرا به یک چرخش بیهودگی سوق داد. اول ، من فکر نمی کنم مرد است گوش دادن – و اگر اتفاقاً بشنود ، فقط پوزخند خواهد زد. دوم ، من هیچ نظری در مورد هویت ملی خود ندارم. آقای Z دیدگاه های فوق العاده قوی دارد – اگر شما به طور تصادفی در مورد هر چیزی بگویید “انگلیسی” ، او آن را به “انگلیسی” اصلاح می کند ، مگر اینکه در مورد خردل یا گاو تریر صحبت کنید (تعجب آور است که هر چند وقت یک بار هستم). او از احساسات ملی گرایانه یا منطقه گرایانه نسبت به هر تمبر متنفر است. او احتمالاً در مورد کاتالونیا دیدگاه دارد ، آیا کسی باید آنقدر احمق باشد که بپرسد.

برعکس ، فکر می کنم ملی گرایی نشانه بیرونی این است که هیچ چیز جالب تری در جریان نیست ، مثل اینکه همیشه در پایان یک جشنواره ضایعات وجود دارد زیرا گروهها بازی خود را متوقف کرده اند. با توجه به مهارت های زبانی ناچیز ، احساس می کنم کمی “اروپا” را کلاهبرداری می کنم. اگر بخواهم “انگلیس” را قرار دهم ، احساس می کنم پایان یک دوره است.

پاسخ من این بود: من بچه ها را در خانه خود قرار می دادم ، حتی اگر آنها نزد پدرشان بودند و كلاً خودم را كنار می گذاشتم تا شماره ها را بهم نزنم. من دیگر وجود نخواهم داشت ، اما حداقل بچه ها ملحد اروپایی خواهند بود (با تشکر از شما ، افراد سرشماری).

البته وقتی به موضوع رسید ، فرم را به طور دقیق پر کردم. اگر چیزی بیش از بحران هویت ملی از آن متنفر باشم ، این یک جریمه 1000 پوندی است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *