با مانفرد کرچهایمر ، بزرگترین سازنده مستند که احتمالاً هرگز نام او را نشنیده اید ، ملاقات کنید | فیلم

مanfred Kirchheimer ، کمترین شناخته شده ترین مستندساز آمریکایی ، ممکن است 90 ساله باشد ، اما حافظه او به اندازه یک چاقو تیز است. وی یادآوری می کند: “من همیشه یک علاقه مند به فیلم نبودم.” “سپس ، در سال 1949 ، من در کالج شهر منهتن بودم و دانشجویان علیه دو استاد اعتصاب کردند – یکی ضد سمی ، دیگری ضد سیاه. من کسی را دیدم که از اسب پلیس در حال فیلمبرداری است و از او علت را جویا شدم. او گفت: “من این کار را برای بخش فیلم می سازم.” من برای شیمی ثبت نام کرده بودم ، اما شیمی را دوست نداشتم. بنابراین من به دفتر رئیس آن – هانس ریشتر ، سازنده فیلم – رفتم و گفتم ، استاد ، آیا فرصت هایی در فیلم وجود دارد؟ او گفت ، “بله – فرصت های زیادی وجود دارد. اما هیچ شغلی! به هر حال رفتم. ” او با مهربانی قلقلک می دهد.

کرچهایمر در سال 1931 در زاربروکن آلمان متولد شد. پدر و مادر یهودی او ، با درک اینکه باد به کدام طرف می وزد ، پنج سال بعد به ایالات متحده نقل مکان کردند ، و سرانجام در ارتفاعات واشنگتن نیویورک فرود آمدند ، جایی که آنها به یک جامعه نزدیک به هم متصل و مرفه توسط بسیاری از تبعیدیان پیوستند که گاهی به فرانکفورت معروف بود- در هادسون کرچهایمر ممکن است در اوایل 20 سالگی تمرین ایمان را متوقف کرده باشد ، اما در طول دهه ها ، فیلم های او – حتی ، – به چشم مهاجر او سود می برند. آنها بی وقفه در مورد چگونگی کارکرد شهر پذیرفته شده او کنجکاو هستند ، و در جستجوی جزئیات معماری یا محیطی غالباً نادیده گرفته شده آن هستند ، تا صدای حاشیه ای آن.

Free Time ، آخرین فیلم او ، از 45000 فوت فیلم 16 میلی متری جمع آوری شده است که او بین سالهای 1958 تا 1960 با دوستش والتر هس گرفته است. این یک راپسودی آرام است ، یک درگاه رویایی برای یک نیویورک که اغلب ناپدید شده است ، مونتاژی از تابلوهای شهری کویدین و در عین حال گرانبها. آن را از طریق جهنم آشپزخانه ، منهتن پایین تر و یک قلعه در Inwood عبور می دهد. بچه ها هیدرانت را در خیابان ها رها می کنند ، تایمرهای قدیمی دنیا از روی صندلی های عابر پیاده خود می بینند که دنیا چگونه می رود ، یک پسر خسته یک گاری پر از آشغال را هل می دهد. نگاه دوربین خوب است ، نه پزشکی قانونی. نقاشی های دیواری گچ دار ، قرنیزها و سقف های مخصوص ، نور خورشید در حاشیه خیابان ها برقصید: این زندگی تابستانی قبل از ظهور تهویه هوا است. وی گفت: “امروز ، همه بچه ها در داخل بازی های ویدیویی هستند.”

کرچهایمر و هس ، هر دو فریلنسر ، تابستان سال 1963 جلوی تدوین فیلم را گرفتند اما نتوانستند از طریق این ماده راهی پیدا کنند. با شکست ، آنها به کارهای روزمره تجاری خود بازگشتند. علی رغم آنچه ریشتر به او هشدار داده بود ، در طول زندگی حرفه ای خود ، کرچهایمر صدها فیلم را برای شبکه های بزرگ فیلمبرداری و تدوین کرد. کمیسیونهایی که وی به دلایل سیاسی رد کرد – ویژگی تبلیغاتی روابط طرفدار آمریکا / آلمان ، ویژگی تبلیغی در جنوب شرقی آسیا – از جمله مواردی است که وی بیشتر از همه به خاطر می آورد. هنگامی که او وظیفه داشت سکانس معروف بیداری را در Ikiru از آکیرا کوروساوا قطع کند ، گفت: «توزیع کننده گفت که برای تماشاگران آمریکایی خیلی طولانی است. فکر کردم خوب است و به او گفتم ، “اگر از استاد خوب بشی ، من این کار را می کنم. در غیر این صورت نیست. این فیلم قطع نشد و به یک پیروزی بزرگ بدل شد. “

در پایان دهه 60 ، کرچهایمر به یک فیلم ساز DIY تبدیل شده بود و مستندهایی با بودجه کوچک مانند Claw را که خود یک بودجه اقتصادی تقریباً عرفانی از نیویورک است ساخته و بولدوزر می شود و دوباره مد می کند. سپس ، با خواندن زندگینامه مالکوم ایکس گالوانیزه ، وی تنها مستند غیر مستند خود را ساخت: اتصال کوتاه (1973) ، یک رواندرام خارق العاده ، خود بازتابنده در مورد یک فیلمساز مرفه از وست وست ساید که شروع به توجه به محله فزاینده سیاه پوست خارج از خود می کند. پنجره جنبش در حال افزایش ستیزه جویی و حقوق مدنی آمریکایی آفریقایی تبار به زودی آستانه بین خانه و خیابان ، عقل و پارانویا را تهدید می کند.

کرچهایمر تأکید می کند: “زمان گرم بود.” “این پس از کشته شدن مارتین بود. مالکوم نیز در آن زمان کشته شد. فکر کردم باید درگیر شوم. دیگر نمی توانستم از آن دور بمانم. ما پرسنل سیاه پوست ، زن تمیزکننده سیاه پوست ، دربان سیاه پوست داشتیم. من فهمیدم: اگر فوران کنند چه اتفاقی می افتد؟ واقعیتی که من به موسسات خیریه سیاهپوست پول داده ام ، اینکه طرفدار انقلاب سیاه هستم: آیا اعتبارنامه من خوب است؟ ” اتصال کوتاه از فیلمبرداری درخشان ، طراحی پیچیده اما گیرنده صدا و روایتی متناسب برخوردار است که کار مایکل هانکه را به ذهن متبادر می کند. باورنکردنی است که هرگز در نیویورک اکران نشد و برای ده ها سال در کمد کارگردان حبس شده بود. نیازی به گفتن نیست ، کشف آن در لیبرالیسم سفید – قدرت و شکنندگی آن – هنوز قدرتمند است.

ناامیدی بیشتر به دنبال داشت. Stations of the Elevated که در سال 1977 فیلمبرداری شد ، اولین مستند درباره نقاشی های دیواری در نیویورک بود. از نقاشی اسپری به عنوان خرابکاری ، نمونه ای از بیماری شهری یاد می شد. کرچهایمر در عوض بر روی رنگها و اسرار هیروگلیف خود تمرکز کرد ، متنهای مبهم خود را با صدای بیلبوردهای تبلیغاتی سازمانی مقایسه کرد ، لحظات جادویی را ثبت کرد که واگنهای تازه خراشیده شده از ایستگاهها بیرون می آمدند تا در سراسر شهر خراب شوند. این فیلم در سال 1981 اکران شد ، اما توسط داوران کاملاً نادیده گرفته شد. هرچند به زودی شهرت دهان به دهان گرفت و سازندگان فیلم های اولیه فرهنگ هیپ هاپ Wild Style (1982) و Style Wars (1983) از او نوارهای ویدیویی خواستند تا به آنها کمک کند تا فیلم های خود را آماده کنند.

هنوز از زمان آزاد است که در حدود سال 1960 فیلمبرداری شده است.
هنوز از زمان آزاد است که در حدود سال 1960 فیلمبرداری شده است.

“همه چیز به این دلیل به وجود آمد که من در یک همکاری در همسایگی خود شرکت می کردم و ماهانه یک بار ، صبح زود با یک ماشین به South Bronx می رفتم تا محصولات خود را برگردانم. در تابستان ساعت پنج روشن می شود. من می توانم در بزرگراه برانکس باشم و از زیر قطارها عبور کنم. از ابتدا تا انتها آنها با این دسته گرافیکی زیبا ، رنگارنگ و زرق و برق دار پوشانده می شوند. ” کرچهایمر شامل هیچ روایت یا مصاحبه با هنرمندان نیست. او بیش از اعزام اجتماعی یک مستند طبیعت وهم آور است.

او می گوید: “من می خواستم شهر را طوری شلیک کنم که گویی از آینده بازدید کننده ای هستم.” “اینجا با این قطارهای رنگی ، این پدیده عجیب که من شلیک می کردم چه می گذرد؟”

شاید بحث برانگیزترین فیلم کرچهایمر ، فیلم We We So So Dear (عاشقانه ما) بود ، ساخته سال 1985 ، تصویری از یهودیان آلمانی در ارتفاعات واشنگتن که از هولوکاست گریخته بودند. موضوعات آن مانند وینسنت کنبی منتقد نیویورک تایمز به فیلم Shoah اثر کلود لانزمن و کتاب The Sorrow and the Dity اثر مارسل اوفولس شبیه است ، در مورد موضوعات ناراحت کننده بحث می کنند. اینها انعکاس بسیاری از یهودیان آلمانی نسبت به یهودیان لهستانی را نشان می دهند. یکی دلهره او را از بی تفاوتی والدینش نسبت به ضرب و شتم یک مرد سیاه پوست توسط پلیس نیویورک به یاد می آورد.

کرچهایمر اعتراف می کند: “من فیلم را با کینه آغاز کردم.” “من نمی خواستم به آنها سخت بگیرم ، اما احساس کردم این افراد مطابق با استانداردهای من نیستند. بسیاری از آنها پس از اینکه روزولت برای آنها چنین قهرمانی بود ، دموکراتها را کنار گذاشتند. آنها در سال 1968 به نیکسون رأی دادند. س Myال من از آنها این بود: آیا زنده ماندن از هیتلر کافی بود یا کار دیگری بود که آنها موظف به انجام آن بودند؟ “

وقت آزاد
وقت آزاد

من از کرچهایمر می پرسم که آنها در مورد اوضاع فلسطینیان چه احساسی داشتند. “من حتی نمی توانستم در مورد اسرائیل با آنها بحث کنم. آنها به عنوان یک کشور معجزه آسا به آن وابسته اند. “

طولانی ترین لحظه فیلم زمانی است که کرچهایمر از پدرش سوالی می پرسد: چه چیزی برای کمک به فرار دوستان آلمانی به خطر می افتد؟ هیچ پاسخی نیست. “ذاتاً من یک ترسو هستم.” دوستان خانواده ناراحت بودند و بیهوده خواستار قطع صحنه شدند. “من فقط بعدا فهمیدم – و متاسفم که در فیلم به این موضوع اشاره نکردم: یک روزنامه نگار بود که وقتی نازی ها قسمت هایی از شمال آلمان را اشغال می کردند ، فرار کرده بود. او به دنبال مکانی برای اقامت بود و پدرم او را دعوت کرد تا در خانه ما در Saarbrücken بماند. بنابراین او بالاخره آنقدر ترسو نبود. “

کرچهایمر کمی خفه می شود. “او فردی شایسته بود … اما خود را ترسو می پنداشت.”

دهه گذشته برای کرچهایمر خوب بوده است. Stations of the Elevated با استقبال گسترده احیا شد. MoMA به او یک نگاه گذشته نگر داد. از سال 2012 ، او سه فیلم کارگردانی کرده است: در مورد هنرمندان سیاسی آمریکایی ، کنسروها و یهودیت. Free Time فقط یکی از سه مستند جدیدی است که او در حین قفل کردن کامل کرده است. او قصد دارد اواخر امسال به دیگری – درباره دختران – شلیک کند. در ماه سپتامبر ، او به Saarbrücken پرواز می کند و در آنجا به عنوان یک شهروند افتخاری شناخته می شود.

“شما باید بفهمید: من 90 ساله هستم! من در آپارتمان خود یک مجموعه ویرایش دارم. من یک آپارتمان بزرگ دارم نمی توانستم کمتر به روندها اهمیت بدهم. لعنت من آزادتر و آزادتر می شوم! “

زمان آزاد در 8 ژوئن در سینما باربیکان ، لندن به عنوان فیلم افتتاحیه سریال بازگشت به شهر اکران می شود که تا 27 ژوئن ادامه دارد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.