باید به آرزوهای پایان زندگی ما احترام گذاشته شود | مرگ و مردن

لطفاً از كیت كلانچی به خاطر مقاله قدرتمند و پرتحرکش درباره مرگ والدینش ، جوآن و مایكل (رها كن: نبرد من برای كمك به پدر و مادرم در یك مرگ خوب ، 6 آوریل) تشكر كنید. آنها به سختی در مورد زندگی خود فکر کرده بودند و هر دو تصمیم قبلی خود را نوشته بودند و خواستار عدم دریافت “مداخلات قهرمانانه” در صورت بستری شدن در بیمارستان قبل از مرگ شدند. آنها از زندگی شاد و مثمر ثمر برخوردار شده بودند و از مرگ نمی ترسیدند.

متأسفانه ، وقتی جوآن بیمار شد ، آنها در هجوم هرج و مرج خیرخواهانه و کووید قرار گرفتند. درخواست آگاهانه وی برای جلوگیری از مداخله چشمگیر پزشکی نادیده گرفته شد و سپس گم شد. NHS دارای بسیاری از ویژگی های مثبت است ، اما حرفه پزشکی باید درک کند که تصمیمات قبلی اسناد قانونی لازم الاجرا هستند و باید بر اساس خواسته های پایان عمر عمل کرد.

ما هر دو در راستای تصمیماتی که والدین کیت تولید کرده اند ، تصمیمات قبلی گرفته ایم. ما صمیمانه امیدواریم که وقتی به پایان زندگی خود می رسیم ، وضعیت بهتری داشته باشیم.
باب و ژان فارر
نورث چرچ ، هرتفوردشایر

به عنوان یک مشاور مراقبت تسکینی ، با مقاله کیت کلانچی غمگین شدم. طبق تجربه من ، اکثریت قریب به اتفاق افراد سالخورده و ضعیف آرزو دارند که با حداقل سر و صدا و ناخوشایند زندگی خود را در خانه خود به پایان برسانند. ما تمام تلاش خود را می کنیم تا بتوانیم مراقبت های بسیار خوبی را در بیمارستان ارائه دهیم ، اما از این واقعیت که مکان های شلوغ و پر سر و صدای آنها دور نیست ، حتی بدون قهرمان سازی به طور حتم مداخلات ناخوشایند ، جابجایی بین مناطق بالینی و افراد غریبه ای که مراقبت های شخصی را انجام می دهند ، اتفاق خواهد افتاد.

مردم در زمینه برنامه ریزی پیشبرد مراقبت ، و بطور ایده آل از کارکنان آموزش دیده ، به آموزش و کمک بیشتری نیاز دارند. برای کسانی که در سالهای آخر زندگی خود هستند ، شکی نیست که انتخاب درمان های طولانی مدت زندگی در خارج از خانه احتمال مرگ در خارج از خانه یا حداقل زندگی با کیفیت بدتر را افزایش می دهد. این واقعیت باید به وضوح برای همه توضیح داده شود ، و برنامه ریزی دقیق مراقبت از مراقبت های پیش رو به روشی جدید تسهیل می شود تا به افراد بیشتری اجازه دهد زندگی خود را به روشی موقر و موقر به پایان برسانند ، نه اینکه عمر خود را طولانی کنند تا جایی که آنها آنقدر غیر قابل تحمل شوند که آرزو می کنند برای پزشک به خودکشی کمک کرد
دکتر لوسی درد
لندن

من مقاله کیت کلانچی را با شدت خشم خواندم – هیچ کس گوش نمی کند. و هرج و مرج NHS در اینجا بسیار زیاد است. و مردم می گویند اندرو تایلر (آگهی ترحیم ، 22 مه 2017) ، شوهر من که در دیگنیتاس درگذشت ، و من شجاع بودم – نه. اندرو دارای آینده نگری ، تخیل و اراده برای انجام کار درست بود – به سوئیس فرار کرد. با خواندن این مردمی فقیر که در اینجا می میرند ، یادم می آید که این دقیقاً همان راهی است که اندرو نمی خواست سرانجام به سرانجام برسد. و مطمئناً اینگونه است که من ، پشت سر گذاشته ، نمی خواهم به سرانجام برسم. چه زمانی قرار است انگلیس بزرگ شود؟

برای بسیاری ، مرگ یک فاجعه نیست بلکه یک نسخه شگفت انگیز است. چرا این سیستم هولناک در آنچه می توان امیدوار بود جامعه ای متمدن و منطقی باشد وجود دارد؟
سارا استارکی
تونبریج ، کنت

برای دیدن عکسهای والدین کیت کلانچی در روزهای جوانی که کنار عکس بعدی از آنها در سنین پیری در حین قفل قرار گرفته بود ، بسیار متحرک بود. همانطور که اغلب اوقات در تصاویر آگهی مرگ زندگی های دیگر شما وجود دارد ، یادآوری روشی که در پیش رو داریم بسیار سلامتی است. اگر بتوان در بیمارستان ها و خانه های مراقبت عکسی از تجسم اولیه فرد در وعده و زیبایی جوانی را در کنار آنها قرار داد ، ما را به احترام و قدردانی از تداوم زندگی آنها سوق می دهد و آسیب های بعدی را برای آینده خود می بینیم. برای همه ، چراغ در حال مرگ آفتابی روشن بود.
جی لوئیس ویلیامز
یورک

دو ماه پیش در شش هفته آخر زندگی دوست من “درمان و مراقبت” NHS (نامه ها ، 6 آوریل) کمبود نداشت. او از درمان پرتودرمانی تسکینی امتناع کرده بود تا رنج و درد خود را طولانی نکند. وی با مراقبت شبانه روزی در خانه پرستار شد. اما این “مراقبت” به نیازهای اساسی بهداشت و نظارت بر سوند معطوف شد. با تیم مراقبت تسکینی تماس تلفنی برقرار شد و یک پزشک عمومی هر دو هفته یک بار بازدید کرد. آنچه کاملاً غایب بود ، مراقبت از او به عنوان یک فرد ، همراه با احترام به آرزوهایی بود که به وضوح بیان کرده بود.

مواد افیونی را در خانه تجویز می کردند و “داخل کمد” می کردند ، اما هرگز تجویز نمی شدند زیرا او از درد شکایت نکرد. او نمی توانست صحبت کند دکتر از ترس انتقاد دستیاران پرستاری که عقاید مختلف فرهنگی و مذهبی داشتند ، تمایلی به شروع درمان نداشت. خانواده اش مجبور بودند تا شاهد تحقیر اجتناب ناپذیر حاد تنفسی حاد تنفسی ثانویه به دلیل ذات الریه در تنفس باشند. وی قبل از اینکه مورفین توسط یک متخصص حرفه ای و آموزش دیده تجویز شود ، درگذشت.

پدر دوستم و پدر من پزشکان خانواده بودند ، از نسلی که فهمیدند چه زمانی مرفین فرا رسیده است. این در دوره قبل از کشتی بود. به عنوان یک دانشجوی پزشکی ، هرگز فکر نمی کردم که نیازی به مداخله قانون و “قانونی کردن” چنین اقدامات صحیحی باشد. پنجاه سال بعد ، دیدگاه های من تغییر کرده است. من نمی توانم تنها پزشکی باشم که نگران این مسئله هستم که چگونه ممکن است مجبور شوند مرگ خود را بدون سر و صدا کنترل کنند ، در صورت نیاز. آنچه پزشکان برای خود می خواهند باید از نظر قانونی در دسترس دیگران باشد.
هلن ایسلر
متخصص اطفال مشاور بازنشسته، لندن

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *