این پدرم را بر نمی گرداند ، اما من می خواهم بدانم که جانسون واقعاً درباره قفل شدن | لیدیا برایان

دبلیوخواهر من به من گفت که پدر من ممکن است از دستگاه تنفس خود خارج نشود ، من باور نمی کردم. من اصرار داشتم که خودم با پزشکان صحبت کنم. چگونه می توان کسی را که چنین تناسب و سلامتی داشته باشد ، توسط این ویروس کتک زد؟

او تمام مدت دوچرخه سواری می کرد و در جوانی ماراتن ها را در سراسر دنیا می دوید. و بعد ناگهان کنار بالین بیمارستان او بودم. من می دانم که این موهبت بود که ما حتی مجبور شدیم با او باشیم ، اما اگر لباس محافظ مان را بپوشیم ، احساس می کردم چیزی از یک فیلم ترسناک است. همانطور که گریه می کردم ، اشک عینک من را لک می زد. اسنوت به ماسک من زد. نامادری من (“مادر جایزه”) سعی داشت صورت او را توسط او آرام بگیرد ، اما ماسوره او مانع این کار می شد.

هیچ کس مجبور نیست که چنین بمیرد.

پدرم زندگی را به طور کامل انجام داد. تناسب اندام تنها بخشی از آن بود. او از سالهای پس انداز حاصل از انجام کار شنبه برای خرید پرواز با هواپیمای کنکورد به نیویورک ، عاشق مسافرت بود. این برای پسری از یک خانواده مرسی ساید با پول زیاد کار بزرگی نبود. وی در پایان به هر قاره ، حتی قطب جنوب سفر کرد. او از من در کانادا ، محل زندگی من ، و خواهرم النور ، که در برزیل زندگی می کند ، دیدار کرد.

او و مادرخوانده من هر ساله پانتو محلی آم-درام را انجام می دادند. او شوخ طبعی باورنکردنی و خشک و چهره ای معروف از پوکر داشت. او مشاور وام مسکن بود و تجارت خود را از ابتدا بنا کرد. کمک به خریداران برای اولین بار در شهر ما ، به ویژه در زمان تنگنای اعتباری ، کار ساده ای نبود ، اما وی مورد توجه مشتریان خود قرار گرفت. و او نوعی بود که به طور خودجوش به دوستانم در کارهای مختلف نوپای خود کمک می کرد. او برای همه ما بسیار خاص بود.

بیش از 127000 نفر توسط ویروس در این کشور کشته شده اند. همه خانواده های آنها داستان های خاص خود را مانند من دارند – همه آنها خاص بودند.

و من فکر می کنم به همین دلیل مردم از این سخنان وحشتناک بسیار عصبانی هستند که گفته می شود بوریس جانسون سر تیمش فریاد زده است: “دیگر هیچ قفل لعنتی نیست. بگذارید اجساد هزاران نفر جمع شوند. “

نخست وزیر این اظهارات را تکذیب کرده است ، اما اگر معلوم شود که او چنین گفته است ، این شیوه غیرانسانی شدن مردم ما را دوست دارد که بسیار تکان دهنده است. این امر باعث می شود که مرگ تعداد زیادی از افراد ، هر کدام به اندازه پدر من مهم باشند ، کاملاً بی ربط به نظر برسد. معمولاً به نظر می رسید که جانسون می خواهد اولویت باز نگه داشتن کشور را داشته باشد. رأی دهندگان ممکن است او را مسئول قفل شدن بدانند ، اما ممکن است او را به خاطر تعداد زیاد کشته ها سرزنش نکنند: بسیاری از مردم فقط همه اثرات وحشتناک همه گیری را به عنوان یک طبیعت عجیب و غریب می دانند. به طرز وحشتناکی ، منطقی است که نخست وزیر ترجیح می دهد “اجازه دهد اجساد روی هم جمع شوند” ، حتی اگر این فقط یک شکل سخنرانی باشد.

پدر من فوق العاده مراقب مقررات Covid بود – او می خواست از همسرش محافظت کند – و ما فقط می توانیم حدس بزنیم که او در سوپرمارکت آلوده شده است. اگر قفل سوم فقط کمی زودتر از این بود ، احتمال ابتلای وی به ویروس بسیار کمتر بود.

در عوض ، مناسبات جانسون و دیگران در اطراف او به این معنی بود که قفل سوم بدون نیاز به تأخیر افتاد ، مانند اولین و دوم – و ده ها هزار نفر در نتیجه کشته شدند.

دولت همیشه اصرار داشته است که در هر موقعیت قبل از تصمیم منطقی برای جلوگیری از ویروس ، گزینه های مختلف را با دقت متعادل کند. اما در اینجا یک نکته گویا در مورد سخنان شورشی که گفته می شود نخست وزیر گفته است وجود دارد: آنها پیشنهاد می کنند که باید او را با لگد و فریاد کشیدند تا دوباره قفل را تحمیل کند ، حتی اگر این برای نجات جان افراد کلیدی باشد.

تابستان سال گذشته هزاران خانواده ای که از ویروس رنج می بردند شروع به کار تبلیغات برای یک استعلام عمومی به کار دولت همه گیر. من با آنها درگیر شدم زیرا گروه فیس بوک آنها مکانی حیرت انگیز برای پشتیبانی است ، جایی که هزاران نفر از ما که عزیزان خود را به خاطر Covid از دست داده ایم می توانیم به یکدیگر گوش دهیم ، داستان ها و همچنین خشم خود را به اشتراک بگذاریم. اما فعالیت این گروه برای تحقیق نیز بسیار مهم است. اگر این تحقیق در واقع در سال 2020 آغاز شده بود ، هنگامی که درخواست شد ، ممکن بود دولت را مجبور به یادگیری سریع برخی از درس ها کند. شاید باعث شده زودتر قفل شوند. این ممکن بود پدر من را نجات دهد.

تصمیمات مرگ و زندگی توسط دولت به روشی آشفته گرفته می شد. افراد مسئول باید پاسخگو باشند و این به معنای تحقیق عمومی است. چنین پرسشی به ما کمک می کند تا ببینیم جانسون و دولت او واقعاً چه برخوردی داشته اند ، اعم از سخنان خشمگین یا جلسات مهم در طول این بحران. باید بدانیم که چنین لحظاتی چگونه بر عملکرد دولت تأثیر می گذارد.

این پدر من را بر نمی گرداند ، اما این موضوع نیست. سازمان ملل می گوید همه گیری ها بیشتر اتفاق می افتد و افراد بیشتری را می کشد. بنابراین ما باید از آنچه رهبران ما با کووید اشتباه گرفتند درس بگیریم.

در این بین ، من خاطرات باورنکردنی از پدرم دارم: در ساختمان امپایر استیت ، جشن 60 سالگی تولد خود را هنگامی که برادر ناتنی من مت یک رپ برای او اجرا کرد. پدرم می خندد و لبخند می زند: او عاشق رپ زدن مت بود. این شاید شادترین لحظه زندگی او بود. در مراسم خاکسپاری مت همان کلمات را این بار به عنوان مرثیه خواند. ما گریه می کردیم ، اما هنوز به شوخی ها می خندیدیم.

هر فردی که به این همه گیری گم شده باشد شخصی با نام ، با یک داستان ، با افرادی بود که آنها را اندوهگین می کرد و هر روز به آنها فکر می کردند. همه آنها مهم بودند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.