اینترنت همه ما را به کارآگاهان آماتور تبدیل کرده است. | اینترنت

تیهی از هم جدا شدم من می دانم که آنها از هم جدا شده اند زیرا من هفته ها است که او را در استوری های اینستاگرامش ندیده ام و او به طور معمول دو روز بدون بزرگ نمایی سبیل وی یا پاره کردن هشتگ پینش نمی رود. خوب ، هنوز عکس هایی از او در خوراک اصلی او وجود دارد – مطمئناً اعطا می شود ، این می تواند به این معنی باشد که آنها هنوز با هم هستند. اما آنجا ، نگاه کنید ، ببینید: او فقط شام خود را ارسال کرده است. تاک استیک او گیاهخوار است ، به یاد دارید؟ وقتی با او بود هرگز گوشت نمی خورد.

در بالا مونولوگ شرم آور داخلی یک کارآگاه اینترنتی آماتور یا به قول من کمتر پر زرق و برق ، وقتی من در حال جستجوی زندگی خصوصی (نوعی) خصوصی دوستان اینستاگرامم هستم. این کاری نیست که من به عمد انجام دهم ، بلکه یک روند فکری است که با انجام انگشت شست من در پایان روز تمرینات پیمایش خود را بوجود می آورد. روانشناسان تشخیص می دهند که انسان مجبور است به دنبال الگوها باشد. به نظر می رسد چیزی در درون ما نیز دوست دارد که به دنبال سرنخ باشد. محبوبیت رمان های مرموز و مستندهای جنایی واقعی مدت هاست که گواه تمایل ما برای بازی در نقش کارآگاه است ، اما این اینترنت است که همه ما را به محققان آماتور تبدیل کرده است.

از همسایگان فضول در Nextdoor گرفته تا وسواس در انجمن شایعات ، ضد واکسن ها در فیس بوک یا داوران اخلاقی توییتر ، به نظر می رسد افراد بیشتری وقت خود را به صورت آنلاین و حفاری و استنباط ، و شکار سرنخ هایی از زندگی دیگران می گذرانند. این روند تقریباً به اندازه خود وب شبکه جهانی است – در سال 1995 ، یک کارگردان تئاتر آمریکایی به نام تام آریولا وب سایتی را به نام صحنه جنایت راه اندازی کرد و از مردم برای دعوت به کمک اسناد پرونده دعوت کرد تا به حل یک قتل کمک کند. اگرچه آریولا فقط به عنوان “کارآگاه تد آرمسترانگ” ظاهر می شد و داستان او در مورد یک دانش آموز وحشیانه قتل کاملاً خیالی بود ، بسیاری از کاربران اولیه اینترنت با شور و شوق اعتقاد داشتند که قضیه واقعی است. از قضا ، سکوت آماتورها بازی Arriola را در معرض دید قرار داد: زنی که چهار ساعت (آن وقت گران) را در وب سایت خود گذرانده بود ، بعداً با اداره پلیس محلی واقعی تماس گرفت که برای تأیید جرم ساختگی بود.

از آن زمان ، ردیابی آنلاین جرم واقعی به امری عادی تبدیل شده است: در سال 1999 ، انجمن Websleuths راه اندازی شد تا به افراد عادی اجازه دهد در مورد موارد سرد بحث کنند. در سال 2013 ، کاربران Reddit بدنام تلاش کردند عامل بمب گذاری در ماراتن بوستون را پیدا کنند و دانش آموز Sunil Tripathi را به اشتباه شناسایی کردند و خانواده او را با تماس های تلفنی ناراحت کننده بمباران کردند. با این وجود این داستان ها آشنا هستند (به حدی که سال گذشته مجله نیویورک توانست داستانی با عنوان “7 بار کارآگاهان اینترنتی یک پسر اشتباه را بدست آورند” منتشر کند) ، کمتر به چگونگی نفوذ کارآگاه بازی در زندگی روزمره توجه می شود تجارب کاربران اینترنت.

اول: چیزهای سرگرم کننده. شکار سرنخ ها بخش عظیمی از فرهنگ مشهور آنلاین است. تیلور سوئیفت می تواند حروف تصادفی را بزرگ بنویسید در یک پست در شبکه های اجتماعی از طرفداران دعوت شده است تا تاریخ انتشار آخرین آلبوم خود را بشناسند. در مقیاس کوچکتر ، در اواسط ماه آوریل من به عنوان مشترکین محبوب تصاویر YouTube که با صفحه ناخن هایش تا سایه های آینده را در مجموعه لاک ناخن جدیدش کشف کند. این یک سرگرمی بی ضرر است – اما تحقیقات آماتور به راحتی می تواند روند تاریک تری به خود بگیرد.

به عنوان مثال ، طرفداران درگیر جنبش #FreeBritney ، اینستاگرام بریتنی اسپیرز را به دلیل سرنخ درباره سلامتی او مورد موشکافی قرار داده و منجر به رقص های عجیبی می شوند که در آن پوسترها می نویسند: “اگر به کمک نیاز دارید ، در ویدیوی بعدی خود زرد بپوشید” ، و سپس با پرواز به یک وقتی اسپیرز یک تاپ زرد را به خود می گیرد دیوانگی است. مسلماً می توان از سرنخ هایی خط زد که افراد مشهور به عمد به فضولی ناخواسته می روند و علائم هواداران را به دروغ شناسایی می کنند. پرونده 2016 YouTuber Marina Joyce را در نظر بگیرید: کبودی های آشکار بر روی بازوها و اسلحه در پس زمینه یکی از فیلم های وی باعث شد بینندگان حدس بزنند که وی توسط دولت اسلامی ربوده شده است (نیازی به گفتن نیست ، وی این کار را نکرده است. پس از آن ، مادرش تماس گرفت این حادثه “چیزی عجیب و غریب که جفت ما حتی نمی فهمیم”.)

توطئه ها در مورد افراد مشهور فقط همین است: توطئه ها. همان رفتاری که در حساب های اختصاصی طرفداران اتفاق می افتد در گروه های فیس بوک که به اطلاعات غلط ضد واکسیناسیون و ترس از 5G اختصاص داده شده اند نیز اتفاق می افتد. با هرکدام از این نظریه پردازان صحبت کنید و آنها به شما خواهند گفت که آنها تحقیقات خود را انجام داده اند – به اعتبار خود ، بسیاری از آنها ساعتها وقت خود را صرف اسناد ، میم ها و فیلم های آنلاین کرده اند. اینترنت با امکان دسترسی بیشتر به اطلاعات به ما ، کار کارآگاهی را دموکراتیک کرده است: متأسفانه ، تشخیص اینکه عمداً گمراه کننده است یا چه واقعی است و چه چیزی دشوارتر است و بسیاری از ما در زیر سوال بردن منبع آشکار حقایق

فضای آنلاین هرچه باشد ، کارآگاهان دیجیتال در لایک ها و نظرات پاداش خارجی می گیرند. اما چیز دیگری در حال بازی است: به نظر می رسد شلیک آنلاین یک کنجکاوی عمیق تر و طبیعی در مورد افراد دیگر را احساس می کند. دیگر نیازی نیست که یک فرد ابرقدرت یا یک علاقه مند واقعی به جنایات باشید تا مجذوب شکار سرنخ شوید ، مخصوصاً که هر روز با ارسال پست های آنلاین زندگی خود ، تعداد زیادی از آنها حذف می شوند. این پدیده اکنون چنان عادی شده است که حتی کسانی که بازیگر کارآگاهی نیستند ممکن است مرتباً خود را از حاشیه تماشا کنند.

گمانه زنی ها در رسانه های اجتماعی بسیار گسترده و ظاهراً اجتناب ناپذیر است ، و تشخیص اینکه چه زمانی تشخیص دیجیتال از مرز عبور می کند همیشه آسان نیست – در گذشته ، کاراکترهای اینترنتی به حل جرایم کمک می کردند و توسط سازمان های اجرای قانون از تلاش هایشان تشکر می کردند. اما به همان اندازه ، زندگی وقتی که پوسترها انگشت خود را به سمت یک مرد اشتباه می کشند ، نابود شده است. من هرگز خاطره دلهره آور یک پخش کننده تلویزیونی 62 ساله Twitch را که در سال 2016 هق هق گریه می کرد متزلزل نخواهم کرد پس از اینکه یک گروه او را به دروغ متهم به پدوفیل کرد: اکنون حتی نمی توانم خودم را فشار دهم تا دوباره روی ویدیو فشار دهم.

بسیاری از موارد تحقیق آنلاین بسیار جدی تر از این موارد نیستند ، اما این بدان معنا نیست که ، من باید در مورد داستان اینستاگرام کسی مکث کنم تا تجزیه و تحلیل احتمالی او را بررسی کنم. و با این وجود دشوار است که بفهمید من – یا در واقع هر کس – چگونه متوقف می شود: اینترنت تمایل طبیعی ما را برای شکار سرنخ افزایش داده و هنگامی که پازل را کنار هم قرار می دهیم با یک غرور غرور به ما پاداش می دهد (آنها از هم پاشیده بودند! من می دانستم آی تی!). این فکر ما را ترغیب کرده است که می توانیم بدون متوقف کردن چیزی را کشف کنیم که آیا در وهله اول وظیفه ماست که این مسئله را تشخیص دهیم یا خیر. این عادت هرچه بیشتر مردم به اشتراک می گذارند همه گیرتر خواهد شد: گویی کل اینترنت به آرامی ادغام می شود به یک آژانس کارآگاه غول پیکر بزرگ.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.