اما دوناگو در مورد نوشتن اتاق: “من مقداری از وحشت پرونده فریتزل را کاهش دادم” | چگونه نوشتم

من مفهوم نوشتن را بدست آورد اتاق در سال 2008 ، هنگامی که من داشتم به یک رویداد کتاب میرفتم و اخبار مربوط به چند روز قبل در مورد یک کودک پنج ساله به نام فلیکس فریتزل را نجات دادم که از زندان سیاهپوستان نجات یافت ، جایی که مادرش او و خواهر و برادرش را بزرگ کرده بود. وقتی پارک کردم و دستمال سفره ای را گرفتم تا فکرهایم را خط بزنم ، می دانستم که رمان من باید از نظر کودک باشد ، از پنجمین سالگرد تولد او شروع می شود و با فرار به دو نیمه تقسیم می شود ، و نامیده می شود (در پژواک از رحم) اتاق. برای پایین آوردن مقداری ترس و وحشت و فاصله گرفتن داستان جک از فلیکس ، او را به یک فرزند تنها دارای تغذیه خوب تبدیل کردم ، اسیر یک غریبه به جای پدر مادرش ، خانه آنها یک سوله قفل شده با نورگیر و تهویه در جایی در ایالات متحده بود.

اما این رمان سالها زودتر آغاز شد ، زمانی که من اولین بچه از دو فرزندمان را به دنیا آوردم. ترجیحاً از روز اول – یا اواسط شب – تربیت کودک را جذاب می دانم. من از هر هشت نفر کوچکترین بچه ای بودم که هرگز شغلی را نپذیرفتم که نیاز به تعیین ساعت یا مسئولیت داشته باشد ، و مادر بودن باعث شکستن و بازسازی من شد. فقط وقتی ایده آن را گرفتم اتاق آیا فهمیدم که سه سال و نیم حرف برای گفتن دارم در مورد اینکه چه شکاف بزرگی یک بزرگسال و یک کودک کوچک را جدا می کند ، فقط با کنجکاوی ، شوخ طبعی و عشق به پل زدن آن است. در مورد اینکه مادر چگونه اسیر و زندانی نوزادش است ، گاهی اوقات هر دو همزمان. درمورد اینکه چطور می خواهید به کودک در حال رشد خود آزادی بدهید در حالی که به طریقی غیرممکن ، کودک را کاملاً ایمن نگه دارید. داستان جک تشدید هر کودکی بود ، بنابراین من رمان جنایی را به عنوان یک داستان روی سن نمی نوشتم که در آن بزرگ شدن باید یک شبه با باز شدن آن در اتفاق بیفتد. همچنین علمی تخیلی بود ، زیرا او می توانست در بین ما بیگانه باشد. و یک افسانه که باید به رئالیسم راه پیدا کند.

بری لارسون و جیکوب ترمبلی در اتاق.
جیکوب ترمبلی و بری لارسون در اقتباس 2016 اتاق. عکس: کیتلین کروننبرگ / جزوه

اغلب از من می پرسند که چگونه اتاق زندگی من را تغییر داد ، و واقعاً اینگونه نشد ، زیرا من آن را وقتی 40 ساله بودم نوشتم و دو دهه را در موقعیت مجلل گذرانده ام تا تمام آنچه را دوست دارم بنویسم. دستیابی به میلیون ها خواننده دیگر بسیار هیجان انگیز است و نوشتن اقتباس از صفحه نمایش قطعاً درهای دنیای فیلم و تلویزیون را به روی من باز کرده است.

همچنین، اتاق چیزی در مورد داستان من تغییر کرده است. من انتظار ندارم که هر رمان من یک کتاب پرفروش باشد ، اما تأکید جدیدی بر گرفتن طرح ها وجود دارد. من به شرایطی غیرقابل تحمل مانند بخش قرنطینه زایمان در یک بیمارستان دوبلین در سال 1918 در کشش ستاره ها. این تنظیمات غالباً اگر در قفل نشده باشد ، کیفیت کلاستروفوبیک و یک ساعت تیک دار دارند. از این گذشته ، همه زندگی ما محدود است ، بنابراین من دوست دارم ببینم که وقتی محدودیت های شدید را تعیین می کنم ، چه اتفاقی می افتد – چگونه شخصیت های من خیلی سریع و شدید به یکدیگر اهمیت می دهند و حتی لحظه های تعالی را در زندان خود می یابند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.