الكس پارك هاى دوست داشتنی آكادمی مشاهیر چقدر مرا خجالت زده كرد | موسیقی

من همیشه احساسات خشونت آمیزی داشت و قادر به دوست داشتن چیزی متوسط ​​نیست. ای کاش می توانستم یک دم بزرگ کنم و با پری دریایی کوچک شنا کنم. وسواس My Spice Girls تا پایان تلخ ، چراغ خاموش ، مهمانی ادامه داشت. هنگامی که من سرانجام به کار خود ادامه دادم ، Avril Lavigne وجود داشت ، که به طور دقیق توسط صنعت ضبط صدا اعزام شده بود تا بازیگران اصلی بازی های ناراضی را در یک بازی کمدی پاپ در آغوش بند عرق زده اش جمع کند.

Fandom برای من تقریباً همیشه تنها بود. دوستانی که همان موسیقی را دوست داشتند ، هرگز به شدت و به اندازه نیاز آن را دوست نداشتند. من واقعاً اهمیتی ندادم. من صمیمیت را فوق العاده شارژ کردم. من می خواستم وسواس هایم متقابل باشد و مطمئن باشم که اگر فقط بتوانم به طور حضوری با سوژه های آنها ملاقات کنم ، این اتفاق می افتد. با بزرگ شدن در کورن وال ، شانس کمی وجود داشت. هیچ کس آنجا را گشت. تنها سلبریتی که من تا به حال ملاقات کرده بودم بازیگری بود که ملودی را در درام The Queen’s بینی در نقش ملودی بازی می کرد ، و برای رونق پانتو امضا در خارج از تسکو امضا می کرد.

نویسنده در اتاق خواب نوجوان خود (و لباس های بهترین دوست).
نویسنده در اتاق خواب نوجوان خود (و لباس های بهترین دوست). عکس: لورا اسنپس

سپس ، ناگهان ، یک ستاره پاپ در میان ما بود. در مقالات محلی گزارش شده است که الکس پارکس 18 ساله به آکادمی شهرت ، معادل مفید بی بی سی با پاپ آیدول راه یافته است. او در دهکده بعدی و در کنار محل زندگی پدربزرگ و مادربزرگ من بزرگ شد. وقتی اتوبوس گرفتم مجبور شدم از کنار خانه برادرش رد شوم. من مطمئن هستم که این نوع مجاورت نادر باعث ایجاد ریشه در هر کسی می شود ، اما او جذابیت خاصی داشت. او موهای کوتاه کوتاه داشت و لباس های گشاد و کفش اسکیت پوشیده بود. او خجالتی و زیبا بود. یک مقاله ملی قبل از شروع نمایش بر روی جنسیت وی تأثیر گذاشت. او نیز مانند لاوین درست به موقع رسید.

در 14 سالگی بیش از هر زمان دیگری مصرف کردم. من یک کار شنبه داشتم ، که به من امکان می داد لباس هایم را پس انداز کنم. (تایپ می کنم که اکنون ، برای اولین بار بعد از 17 سال ، حافظه عضله از بین می رود.) من با یک عکس از او که در سفر مادر تحت نظارت به آرایشگاه آستینم را پر کرده بود ، گرفتار شدم. پس از یک بحث در مورد اجازه نداشتن موهای کوتاه ، من اجازه برش پیکسی با اندازه های نیمه را داشتم. من وقت ناهار را در اتاق IT گذراندم تا هر تصویری از او را به صورت آنلاین چاپ کردم ، تا اینکه حدود 300 عکس از اندازه پنی گرفته تا پوستر را داشتم که در اتاق خوابم گچ گرفتم. از نظر موسیقی ، در آن مرحله ، او فقط مجموعه ای از جلدها بود – B-52s ، Soft Cell ، Blondie – که هفته به هفته به چیزی متفاوت تبدیل می شد. (مواد انفرادی بعدی او به درستی پر از آرزو بود.)

وقتی رادیو 1 برای رفتن به آکادمی مشاهیر مسابقه ای را برای یک برنده خوش شانس برگزار کرد ، من مجبور شدم وارد آن شوم. چرا آنها از امیدواران خواستند که بنویسند رپ اصلی در مورد نمایش ، من هرگز نمی دانم. اعتراف می کنم پدرم مال من را نوشت. من وارد نمایش شدم. من به طور مستقیم در رادیو 1 به کالین و ادیت ، به جای کریس مویلز ، رپ گرفتم. به فینال راه یافتم. من دوباره رپ کردم ، این بار با ضرب و شتم به Get Ur Freak On. شنیدن آن از طریق تلفن سخت بود. من به دختر دیگری باختم و مدتی با عصبانیت از میسی الیوت کینه کردم.

این تجربه تأثیر عجیبی در غیر قابل شرم آوردن من داشت ، خصوصاً که متوجه شدم بزرگترها کدام طرفهای وسواس من را تشویق می کنند و باعث ناراحتی آنها می شوند. بعد از اینکه پارکس موفق به کسب آکادمی شهرت شد ، به یک ایستگاه رادیویی محلی نامه نوشتم تا از من س interviewال کند که آیا می توانم با او مصاحبه کنم ، و حساب کردم که این یک مکالمه بهتر از تلاش برای جلب توجه شما به عنوان یک طرفدار است (اگرچه من این کار را هر زمان که ممکن بود انجام دادم). آن ها موافقند. این تشویق شد: حرفه ای ، خوب ، بزرگ شده بود.

الکس پارک: شاید این چیزی است که لازم است – ویدئو

در زبان آلمانی ، ما در حال یادگیری چگونگی بحث درباره دوست داشتن ها و عدم پذیرش ها بودیم. من هنوز نفهمیدم که شما نمی توانید بگویید “فلان مورد علاقه من است”: شما باید پیشوند “مورد علاقه” – “عزیز“- به اسمی برای گفتن” خواننده / بازیگر مورد علاقه من / و غیره “. “الکس پارک مورد علاقه من است، “وقتی تماس گرفتم گفتم. معلم سفت شد. “نه – این بدان معناست که ،” الکس پارکس عزیز من است. “” او ظاهراً خجالت کشید ، زیرا می دانست من تصادفاً منظورم را دقیقاً گفته ام.

یک روز وقتی بیمار نبودم ، معلم فرم ما به کلاس گفت که “احتمالاً با هم جنجال نمی ورزیم”. من تحقیر نشده بودم ، اما عصبانی بودم که او اینقدر نامناسب خواهد بود. روز بعد با او روبرو شدم و او عذرخواهی کرد. یادگیری آنچه که برای دختران یک رفتار قابل قبول تلقی می شود ، باعث شد من از آن حالت سیستمی گرفته تا سطحی ، به طرزی ناآرام و پرتحرک بریزم: برای مدتی به طور مرتب مژه هایم را بریدم.

به ناچار ، من پارک ها را پشت سر می گذارم. من اتاقم را با تصاویری از Libertines، Kings of Leon، Razorlight دکور کردم. (مادر من گفت: “عالی است.” از لزبین گرفته تا معتاد به مواد مخدر. “) پرستش پرشور و شاد با تلاش برای اثبات ارزش من در تابلوهای پیام مستقل جایگزین شد. فشار دفاعی برخی از شادی را از بین برد. مدتی جمع شدم.

با گذشت چند سال از فعالیت من ، یک ترول بدنام پیوندی را برای مصاحبه نوجوانی من با پارک پخش کرد تا مرا شرمنده کند. من خودم پیوند را به اشتراک گذاشتم ، به این دلیل که وقتی جوان و کم تجربه هستم ، امتحان کردن کار خجالت آورتر از آن است که یک مرد بزرگتر این اقدامات را مسخره کند. اگر از هر کاری خجالت می کشیدم ، این احتمال وجود دارد که دیگر هرگز خودم به همان اندازه جسارت آن موقع نبودم. آن نوجوان 14 ساله تقریباً می خواست همان چیزی باشد که من الان هستم. اما من همیشه می توانستم با بیشتر او کار کنم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *