اصلاحات پناهندگی پریتی پاتل فقط ناامیدی پناهندگان را تعمیق خواهد کرد | مهاجرت و پناهندگی

این هفته ، وزیر امور خارجه ، پریتی پاتل ، اصلاح سیستم پناهندگی انگلستان را تعیین کرده است. و او درست است ، سیستم به یک تعمیر اساسی نیاز دارد – اما از جهاتی بسیار متفاوت از آنچه او تعیین کرده است.

بر اساس این تغییرات ، افرادی که برای درخواست پناهندگی به انگلستان سفر می کنند ، بر اساس نحوه ورود آنها به کشور ارزیابی می شوند ، به این معنی که کسانی که از طریق “غیرقانونی” وارد می شوند ، دیگر از حقوق مشابه کسانی که از طریق راه های قانونی می رسند برخوردار نیستند.

در کار خود به عنوان یک خاخام ، من اغلب از افرادی که اخیراً به این کشور آمده اند حمایت می کنم. آنها ممکن است از طرقی که دولت غیرقانونی توصیف می کند به انگلستان رسیده باشند ، اما افرادی که از آزار و شکنجه فرار می کنند ، این انتخاب را ندارند که چگونه می توانند به جایی که پناهگاه امن است برسند. هنگامی که در باغ من نشسته بودیم ، D به من گفت: “من افراد زیادی را در راه دیدم.” “وقتی به دریا رسیدیم ، قایق شروع به رانش کرد. فکر می کنی غرق می شوی شما خود را به خدا می سپارید. ” اصلاحات پیشنهادی فاقد دلسوزی برای سفری است که بسیاری از پناهندگان با آن روبرو شده اند.

تهدید به ارزیابی مجدد وضعیت پناهجویانی که از طریق مسیرهای “غیرقانونی” وارد شده اند ، حتی پس از تأیید درخواست پناهندگی ، به همان اندازه اشتباه است. اکثریت قریب به اتفاق پناهندگان به دنبال امنیت هستند تا بتوانند زندگی خود را دوباره برقرار کرده و آینده ای را بسازند. مسیر آنها در حال حاضر با موانع اداری و تأخیر در رسیدگی به درخواست ها و درخواست ها فراوان است ، و اصلاحات پیشنهادی فقط ناامنی آنها را تشدید می کند.

Z در ایران شکنجه شد زیرا به اقلیت تحت آزار و شکنجه تعلق دارد. علی رغم شهادت یک روانپزشک ارشد ، ادعای وی رد شد. حالا او منتظر است تا وزارت داخله به درخواست تجدیدنظر او پاسخ دهد. “چه زمانی می شنوم؟” هر وقت غذای گرم برایش می گیرم با نگرانی از من می پرسد. دوست او ، که پناهنده ای از ایران است ، مرتباً نگرانی خود را برای من ارسال می کند. آنها همه چیز را در مورد “محیط خصمانه” می دانند.

تقریباً هر پناهجوئی که شخصاً با آن آشنا شده ام ترسهای مشابهی را درگیر خود کرده است. چه موقع می دانم؟ اگر طرد شوم چه می شود؟ اگر ناگهان توقیف شوم چه می شود؟ آیا من به جایی پراکنده می شوم که کسی من را نمی شناسد و به من کمک خواهد کرد؟ آنها علاوه بر تجربه من بلکه از تصورات من ، رنج زیادی را متحمل شده اند: جدایی نامحدود از عزیزان ، دیدن خانواده کشته شده ، تماشای مرگ کودکان از تشنگی و گرسنگی در سفر طولانی و بدبخت برای رسیدن به کشوری که می توانند درخواست پناهندگی کنند.

به این تجارب افزوده شده ، که نه تنها گذشته ، بلکه حال و هوای آنها را نیز آزار می دهد ، نوع دیگری از قساوت ذهنی است: گرفتار شدن در برزخی نامعلوم بین شکنجه گذشته و عذاب عدم توانایی کار ، درآمد ، ساختن آینده و با شرافت و منزلت مدنظر هر انسانی زندگی کنید.

“مردم فقط تسلیم می شوند. در طی چند روز ، یک مرد دو اقدام به خودکشی انجام داد. »مرد جوانی که خوش شانس بود که از بازداشتگاه آزاد شد ، به من گفت. “دیگران فقط نمی فهمند که چه بلایی بر سرشان آمده یا چرا. آنها فقط ناامید می شوند. “

من این را به عنوان یک متخصص یا سخنگوی یک سازمان پناهندگان نمی نویسم. من یک رهبر در جامعه یهودیان هستم ، اعتقادی ریشه در کتاب مقدس ، که بارها و بارها به ما می آموزد که از پناهندگان مراقبت کنیم زیرا “شما روح غریبه را شناخته اید”.

من همچنین فرزند دو پدر و مادر پناهنده هستم. من با شنیدن داستانهای ناامیدی نزدیک خانواده ام از اینکه نتوانستم تقریباً تا آخرین لحظه از اروپا نازی فرار کنم بزرگ شدم. پدر و مادرم هر دو بر بدهی خود به انگلیس ، کشوری که به شدت مهمان نواز تجربه کردند ، تأکید کردند. نمی دانم اکنون آنها درباره این سیاست های پیشنهادی چه نظری دارند؟

شنبه شب جامعه یهودیان عید فصح را جشن می گیرند ، جشنواره آزادی که نشانگر رهایی ما از بردگی تا آزادی است. این سفری است که امروز بسیاری از افراد فراری از جنگ و آزار و شکنجه با بدبختی و استیصال به آن می پردازند. آنها به محکومیت و محبت ما احتیاج ندارند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.