آیا درامز BBC نیاز دارد تا سرانجام بحث منطقی درباره زندانهای انگلیس آغاز شود؟ | اوون جونز

آ گفتگوی منطقی در مورد سیستم زندان شکسته انگلیس تقریباً غیرممکن به نظر می رسد. هرگونه استدلال مبتنی بر شواهد با یک رسانه رسانه ای راستگرا برای خفه کردن مخالفان با کلیشه های احساسی “نرم بودن نسبت به جرم” ، رفتارهای جنایت آمیز معذور ، یا جانبداری از مجرمان بر سر قربانیان ، برخورد می کند.

حتی سیاستمدارانی که مخفیانه از سیستم عدالت کیفری آگاه هستند ، ترس از این ندارند که طرح چنین پرونده ای در ملا public عام کریپتونیت انتخاباتی است ، و آنها یک نکته دارند: نظرسنجی نشان می دهد که حتی آن دسته از رای دهندگانی که عقاید چپ گرا را در غیر این صورت دارند – مانند حمایت از توزیع مجدد ثروت ، داشتن دیدگاه مثبت نسبت به اتحادیه های کارگری و یا تمایل به ملی کردن تاسیسات – قریب به اتفاق معتقدند که سیستم عدالت کیفری “بسیار نرم” است.

به همین دلیل درام شگفت آور جدید جیمی مک گاورن در بی بی سی ، تایم – با محوریت معلمی به نام مارک کوبدن ، با درخشان نشان دادن شان بین ، که پس از کشتن یک دوچرخه سوار در یک ضربه مستی و فرار از زندان به زندان افتاد – بسیار مورد استقبال است. این مجموعه سه قسمتی که با انسانیت همیشگی مک گاورن همراه است ، از دام نقاشی اشرار و قهرمانان جلوگیری می کند و در عوض تأکید بر پیچیدگی اخلاقی که واقعاً شرایط انسانی را مشخص می کند ، تصمیم می گیرد. همانطور که پیتر داوسون ، فرماندار سابق زندان ، اکنون مدیر Trust Reform Trust ، به من می گوید ، برخلاف سایر تولیدات ، دراماتیک سازی دقیق زندگی معاصر زندان در اینجا وجود دارد: ازدحام بیش از حد – اغلب دو زندانی در یک سلول به اندازه 9 فوت فاصله دارند 6 فوت (2.7 متر در 1.8 متر) – ضربه ، خستگی. وی می گوید: “اغلب این پوشش ها به مردان غیرمتناسب و پرشور متمرکز است که به نظر می رسد غیر قابل توبه هستند.” “در واقع در اولین تماس با زندان زنده نمی ماند.”

مانند بسیاری دیگر از زندانیان ، کوبدن نیز از پشیمانی از کاری که انجام داده شکنجه می شود. بیشتر زندانیان هم سطح او دارای نوعی ناراحتی ذهنی هستند: وقتی هم سلول خود را می کشد – زندانیان مرد 3.7 برابر بیشتر از مردم به دلیل خودکشی می میرند و در 12 ماه منتهی به دسامبر 2019 ، 63328 مورد از خود ثبت شده وجود دارد – آسیب – یک نگهبان زندان (با بازی درخشان استیون گراهام) با مادر مرد کشته شده روبرو می شود ، که اعتراض می کند پسرش باید در بیمارستان بستری باشد ، نه زندانی. او با او موافق است: “اما این برای نیمی از مردان این مکان صدق می کند ، همه آنها باید در بیمارستان های روانی باشند ، نه در این لقب ، اما دیگر جایی برای آنها نیست.”

وقتی یک نفر به جرم کشتن یک غریبه بعد از دعوا بر سر یک لیوان آبجو برای اولین بار به زندان افتاد ، به این بیهودگی اشاره کرد که قبل از زندان هرگز به این چیزها دست نزده است. در واقع ، در ابتدای سال 2020 ، زندانیان دو برابر بیشتر از 5 سال قبل درگیر مشکلات مواد مخدر بودند.

حقیقت وحشیانه این است که حبس جمعی اغلب به معنای حبس کردن افرادی است که در فقر ، بهداشت روانی ضعیف و از اقلیتهای نامتناسب رشد کرده اند. تخمین زده می شود که بیش از نیمی از زندانیان از نظر روانی ضعیف هستند ، از افسردگی گرفته تا اختلال استرس پس از سانحه ، و علیرغم نیت خیرخواهانه اغلب کسانی که در زندانهای فرسوده و گاه قرن ها کار می کنند ، منابع کافی برای ارائه حمایت نیستند. . همانطور که بررسی دیوید لامی در سال 2017 تأکید کرد ، مردم سیاه پوست و آسیا بیش از 50٪ به دلیل جرم قابل اتهام در دادگاه تاج ، زندانی می شوند ، که صحبت از عدالت نیست بلکه از نژادپرستی آشکار نهادی است ، از گزارشی که ادعای جعلی اخیر دولت وجود ندارد .

بریتانیا سومین جمعیت زندانی در اروپا را دارد – پس از آن قهرمانان شناخته شده حقوق بشر ترکیه و روسیه – و علی رغم اینکه تعداد آنها طی سالهای اخیر کاهش یافته است ، احکام طولانی تر اطمینان حاصل می کند که ازدحام بیش از حد از نظر طراحی یک بحران است. داوسون توضیح می دهد: “این یک انتخاب سیاسی است.” “این در مورد ارسال یک سیگنال است: هیچ کس فکر نمی کند که این امر جلوگیری از جرم باشد. اندازه جمعیت زندانی هیچ ارتباطی با میزان جرم و جنایت ندارد. ” این نکته ای است که توسط مطالعات متعدد مورد تأکید قرار گرفته است.

اما دلیل و شواهد جایی در بحث ندارند ، مثلاً حتی در مورد زندان وجود دارد: جلب نظر همدردی عمومی با زندانیان به طور معمول با مشکل ترین اعضای فقیر انگلیس. “آنها را قفل کنید و کلید را دور بیندازید” به احتمال زیاد مانند هر جمله ای باعث تحریک تشویق حضار به طور تصادفی انتخاب شده از مردم می شود. اگر بحث بیشتر بر روی ایمن سازی جامعه بود – و نه تأمین خواسته های مجازات غالباً قابل درک اما به طور کلی سیری ناپذیر – ما به نروژ نگاه می کنیم ، جایی که زندانها توانبخشی را در اولویت قرار می دهند ، با تمرکز بر آموزش و آموزش روزانه ، و نرخ مجازات مجدد 20٪ پس از دو سال. اینجا در انگلیس تقریباً 50٪ بعد از یک سال است.

همانطور که درام مک گاورن به شدت تأکید می کند ، خانواده های کسانی که توسط زندانیان کشته می شوند – البته شدیدترین جرمی که هر کسی می تواند مرتکب شود – بخشش برای آنها بسیار دشوار است ، و نشان داده می شود که مجرم “در جهنم پوسیده” می شود. بعید است که یک انسان عادی بتواند احساسات دیگری را کاملاً به اندازه آن درک کند. با این حال ، همانطور که نروژ تأکید می کند ، این بدان معنا نیست که یک سیستم زندانی که به جای ارضای منطقی انتقام جویی ، هدف کاهش جرم مجدد باشد ، غیرممکن است. هنگامی که من با یک بازمانده از حمله اوتویا مصاحبه کردم – هنگامی که یک تروریست راست افراطی نروژی دهها جوان سوسیالیست را به قتل رساند – اگر او مخفیانه مجازات مجازات تر ، حتی حتی مجازات اعدام را نمی خواست ، روشن بود که این یک پیروزی به ضارب در عوض ، عدالت نروژی با کتاب با او رفتار کرد.

68٪ از نروژی ها مخالف مجازات اعدام پس از یکی از شنیع ترین جنایات پس از جنگ در اروپا بودند – نتیجه ای که بعید به نظر می رسد در بسیاری از کشورهای دیگر نیز تکرار شود – تأکید می کند که تمایل به مجازات برای عدالت واقعی فرهنگی است ، نه اینکه از نظر ژنتیکی به انسان بپیچد روح

زمان به وضوح یک جامعه موازی را نشان می دهد که تعداد کمی از ما هرگز شاهد آن هستیم ، جامعه ای که با خشونت و خشونت تعریف شده است. یک سیستم عقلانی به دنبال گزینه هایی برای زندان است که با تلاقی فقر و آسیب روانی سروکار دارد. چه شرم آور است که – در غیاب سیاستمداران با شهامت کافی – این یک درام تلویزیونی است که تلویحاً این قضیه را مطرح می کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *