آندری کنچالوفسکی: “خیلی خوشحالم که در هالیوود شکست خوردم” | فیلم

منشبانه روز در مسکو ، و در حالی که آندری کنچالوفسکی روی مبل آپارتمان خود نشسته است ، زوزه ای غیرارادی هوا را پر می کند. آیا این می تواند ناله برخی بانشی های روسی باشد که برای ابدیت زمین را ساقط می کند؟ در واقع ، این اعتراضات سگ کنچالوفسکی ، یک تریر کوهستانی در وست کوهستانی است که از اجازه ورود به اتاق آزرده خاطر شده است. همانطور که به نظر می رسد ، معلوم می شود که نام آن Krug است – “مانند شامپاین”. شواهدی مبنی بر اینکه کنچالوفسکی ، در سن 83 سالگی ، ذائقه خود را نسبت به چیزهای خوب زندگی از دست نداده است.

این روزها کونچالوفسکی در حال بازگشت به یک کار فیلم سازی است که در سومین اقدام یا احتمالاً چهارمین یا حتی پنجمین اثر خود قرار دارد. به احتمال زیاد ، پس از گذشت یکی دو دهه از مقام نویسندگی ارشد ، جایی که فیلم هایی که او نام خود را ارائه داد کمی بیشتر از منطقه راحتی جشنواره فیلم ، بیش از حد راحت بود ، او ناگهان به دنبال جوایز مهم ترین فیلم اخیرش است. همرزمان عزیز! یک مطالعه گزنده و تلخ از یک اپیزود طولانی مدت سرکوب شده در تاریخ اتحاد جماهیر شوروی ، قتل عام معروف اعتصاب کنندگان توسط ارتش و KGB در شهر قزاق نووچرکاسک در سال 1962 است. گرچه نامزدی اسکار بهترین فیلم بین المللی را از دست داد ، عزیز رفقا! قبلاً جایزه ویژه هیئت داوران را در ونیز برنده شده است ، برای جایزه مشابه در Baftas نامزد شده است.

پاکسازی خون اعتصاب کنندگان مقتول در خیابان ها پس از قتل عام در رفقای عزیز!
پاکسازی خون اعتصاب کنندگان مقتول در خیابان ها پس از قتل عام در رفقای عزیز! عکس: Everett Collection Inc / Alamy

کنچالوفسکی در حال حاضر ، روی مبل مسکو ، در مورد بازگشت ناگهانی خود به کانون توجهات بین المللی بلغمی است ، حدود سه دهه پس از بازی با شکوه خود در هالیوود ، که قطار فراری و هومر و ادی را تولید کرد ، و با یک تخلیه غیررسمی از وسیله نقلیه سیلوستر استالونه به اوج خود رسید. تانگو و کش. وی با خوشرویی گفت: “من از اینكه مردم به این فیلم پاسخ می دهند بسیار متعجب شده ام.” “من فکر نمی کنم جهان از آنچه حتی 10 سال پیش اتفاق افتاده است ، چه رسد به 50 سال پیش. امروز زندگی خیلی سریع پیش می رود. و صادقانه بگویم ، سو whatever ظن در مورد هر آنچه از روسیه می آید وجود دارد. من در این باره کاملا واقع بین هستم. ” او می گوید ، او همچنین متعجب است که هر کسی – به ویژه جوانان بزرگ شده در اینترنت – به هر چیز سیاه و سفید علاقه مند می شوند. “آنها فکر می کنند نوعی عجیب است ، نه؟

وی گفت: “البته ،” من فهمیدم كه این مسئله در روسیه تحریک آمیز خواهد بود. طرفداران شوروی فکر می کنند این فیلم ضد شوروی است و لیبرال ها هم فکر می کنند طرفدار استالین است. رسوایی اما این یک فیلم سیاسی نیست. این در مورد خشونت روانی است ، نه خشونت جسمی. “

در حقیقت ، كونچالوفسكی كار استادانه ای را در زمینه بازسازی و نمایشی سازی كشتارهای نووچركاسك انجام داده است ، با این حساب ، یک اپیزود مخصوصاً ننگ آور در تاریخ شوروی است. حداقل 26 تظاهرکننده غیر مسلح به دست نیروهای دولتی کشته شدند. خاموشی اطلاعاتی اعمال شد که تا پس از فروپاشی دولت شوروی ادامه داشت و فقط در سال 1992 بود که تحقیقات رسمی انجام شد. شخصیت اصلی او یک حزب مهمانی با اشتیاق است و هنوز برای سالهای استالین تفرج می کند ، که پس از ناپدید شدن دخترش در بیمارستان ها ، سردخانه ها و گورستان ها شکار می کند. اگرچه این فیلم سیاه و سفید است ، اما روایت آن خیلی کمتر مشخص است: کونچالوفسکی آن را “مبهم و دوپهلو” می نامد. مقامات محلی کمونیست به طور متناوب بدجنس و بدجنس هستند ، ارتش بین همدردی و خصومت با اعتصاب کنندگان تقسیم شده و عوامل KGB هم به طرز وحشتناکی شرور و – در یک مورد خاص – در واقع بسیار زیبا هستند.

رفقای عزیز اگرچه با ظرافت در یک مین مین ایدئولوژیک قدم می گذارند! – تاکنون – از نوع سرزنش در سطح رسمی روسیه که به آخرین موفقیت بزرگ بین المللی روسیه ، لویاتان آندره زویاگینتسف ، که در سال 2015 توسط سیاستمداران به دلیل تصور ظاهراً منفی از بوروکراسی خرده پا در کشور منصرف شده بود ، پرهیز کرده است. مانند فیلم قبلی ، “دایره داخلی” ، در مورد پروژکونیست استالین ، کونچالوفسکی با هوشیاری از شناسایی شدن در یک طرف یا طرف دیگر مسائل سیاسی زنده که مربوط به ملی گرایی ، استالینیسم یا به سادگی نوستالژی کمونیسم است ، جلوگیری می کند.

ولادیسلاو کوماروف و جولیا ویسوتسکایا در صحنه ای از رفقای عزیز!
ولادیسلاو کوماروف و جولیا ویسوتسکایا در صحنه ای از رفقای عزیز! عکس: Everett Collection Inc / Alamy

کنچالوفسکی می گوید: “بگذارید به شما بگویم ، من این جامعه را به خوبی می شناسم ، من در آن جامعه زندگی می کردم. این ترس ، ترس خاصی از درستی سیاسی ، کاملاً به آن آغشته بود. صحت سیاسی کمونیست. مردم در روسیه از من انتقاد می کنند و می گویند من برای امپریالیست آمریکایی فیلم ساخته ام. گفتم ، اشتباه می کنی ، این یک فیلم شوروی است. من یک کارگردان شوروی هستم. من شوروی هستم من فقط هرچه از آن می دانستم را وارد فیلم کردم. “

حتی در این صورت ، کنچالوفسکی نسبت به تهدیدهای دولت علیه آزادی هنری بی پروا است. وی گفت: “اگر شما نوعی کار ایجاد کنید که رسوایی ایجاد کند ، وزارت فرهنگ به شما مجوز آزادی نمی دهد. اما ، می دانید اگر به پس گرفتن پول خود اهمیتی ندهید ، مجوز چیست؟ شما فقط می توانید فیلم را آنلاین قرار دهید. “

كونچالوفسكی كه در اشراف هنری متولد شده است ، شاید خوش شانس باشد كه از موضع برخی از امتیازات صحبت می كند. پدرش شاعری بود که کلمات را برای سرود ملی شوروی می نوشت و برادر کوچکترش نیکیتا میخائیلوف ، سازنده فیلم ملی گرایانه است. خود كونچالوفسكی (كه نام كاری خود را از مادرش می گیرد ، همچنین یك شاعر است) دارای یك سی وی مملو از یك رشته جوایز ملی با صدای عالی است.

در هر صورت ، از زمان بازگشت دهه 80 هالیوود از هالیوود به روسیه ، كونچالوفسكی عمدتاً مستقل از ملاحظات تجاری و با تكیه به حامیان ثروتمند برای تأمین بودجه كار خود عمل می كرد. او می گوید: “من می دانم كه من تجملاتی دارم.” “من مرد جوانی نیستم. طی 10 سال گذشته می توانم بگویم در حال فیلمبرداری هستم تا آن را زیر تختم بگذارم. و هیچ کس دیگری قصد دیدن آن را ندارد. همه آنها را دمار از روزگارمان درآورد. دوست دارم فیلم را زیر تختم بسازم چون دوست دارم آن را ببینم. و این به شما آزادی مطلق می دهد. “

طرفدار فعلی او میلیاردر آلیشر عثمانوف است که شاید به دلیل مسابقه اش با استن کرونکه برای تصاحب باشگاه فوتبال آرسنال در انگلیس شناخته شود ، اما او اکنون در حال ساخت سومین فیلم خود با کنچالوفسکی است. “من با بسیاری از سرمایه گذاران صحبت می کنم و به آنها می گویم ، شما باید آماده باشید که تمام پول خود را که سرمایه گذاری می کنید از دست خواهید داد. آنها همیشه می گویند: خیلی ممنون ، ما دوست داریم این فیلم را ببینیم ، اما نمی خواهیم درگیر این فیلم شویم. اما عثمانوف شخص دیگری است. به او می گویم ، شما قصد ندارید پول خود را پس بگیرید. او چند ثانیه یخ زد و سپس گفت: جهنم با تو ، بیا بریم. “

گذشته از این ، کنچالوفسکی در حالی که استعدادی جوان و درخشان در سالهای شکوه سینمای شوروی بود ، قلم موی خود را با سانسورها زده بود. دومین فیلم کنچالوفسکی ، فیلم عاشقانه آسیا در مزرعه جمعی به سبک مستند ، با داشتن فیلمنامه های مشترک برای دو شخصیت اول دانش آموز همکارش در مدرسه سینما ، آندری تارکوفسکی ، از نظر مقامات افتاد و ناگهان از آزادی خارج شد. در سال 1966. (بعد از مداخله شخصی رئیس جمهور گورباچف ​​سرانجام در سال 1987 دوباره ایجاد شد.)

“البته ، وقتی فیلم من توقیف شد ، من به نوعی برای روشنفکران ، یک مخالف قهرمان شدم. من یک فیلم ممنوعه داشتم و تارکوفسکی هم یک فیلم داشت ، آندری روبلف ، و ما به نوعی مشهور شدیم در مسکو. اما می دانید که من انگشتانم را سوزاندم ، بنابراین تصمیم گرفتم فیلم های ادبی کلاسیک ، چخوف و تورگنیف بسازم. من نمی خواستم با سانسور به مشکل برسم. “

آغاز دهه 80 او را درگیر یک ماجراجویی خارجی کرد: ابتدا پاریس ، سپس لس آنجلس. او نام خود را در آمریکا با استفاده از فیلمنامه ای که آکیرا کوروساوا سعی کرده بود از زمین بازی کند ، در سال 1985 با Runaway Train نامگذاری کرد. اما ، او می گوید ، زمان حضور در ایالات متحده به او نشان داد كه آزادی نیز لزوماً در آنجا یافت نمی شود. “لحظه ای که شما یک داستان را می فروشید ، شخصی در حال تماشای نحوه داستان گویی است. به عنوان یک کارگردان در هالیوود ، شما فکر می کنید که چگونه داستان را تجاری کنید ، سپس به یک سانسور کننده آفرینش خود تبدیل می شوید. ” او به اخراج خود از Tango & Cash در سال 1989 و بازگشت به روسیه چند سال بعد فکر می کند. “من وارد هیولای سیستم هالیوود شدم. تهیه کننده از من سال کرد ، چرا دوربین خود را حرکت ندهید؟ می دانید ، هیچ کس قبلاً چنین چیزی از من نپرسیده است – به نوعی فکر می کنم تصمیم گیری برای کارگردان مهم است. و من می گویم ، چون حوصله حرکت دادن دوربین را نداشتم. سپس گفت شما باید هر عکس را دوربین حرکت دهید. این آغاز پایان بود. “

زمان او تقریباً تمام شده بود ، كونچالوفسكی مدت کوتاهی را قطع می كند تا با همسرش جولیا ویسوتسكایا كه معلوم است فقط دور از چشم او نشسته است ، لیوان های كوكتیل را چنگ بزند. آنها از سال 1998 ازدواج کرده اند ، و او در پنج فیلم او بازی کرده است – از جمله ، البته ، “عزیزان رفقای!” ، بازی طوفانی در نقش اصلی ، چهره ای ثابت از ترس و وحشت. شاید دور از ذهن نباشد که بگویم همکاری آنها برای احیای مجدد کنچالوفسکی مهم بوده است. او می گوید که دیدن او با بازی آنتیگون در تولید ادیپ در کولونوس ، که او در سال 2014 کارگردانی کرد ، به او سرنخ ایده پردازی رفقای عزیز را داد! به عنوان یک تراژدی کلاسیک.

کنچالوفسکی حالا که روی مبل خود در مسکو نشسته است ، راضی به نظر می رسد. “من مجبور شدم به روسیه برگردم ، نه به این دلیل که می خواستم برگردم. اما فکر می کنم خیلی خوشحالم که در هالیوود شکست خوردم. “

رفقای عزیز! در سینمای خانگی کرزن موجود است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *