آدام باکستون: ‘ما در ساندویچ غم انگیز زندگی هستیم ، اما ترشی شگفت آور دارد’ | آدام باکستون

لآدام باکستون ، نویسنده ، پخش کننده و بازیگر اهل نورفولک ، متولد اوندون ، 51 ساله ، در یک دوتایی کمدی با بهترین دوست خود از مدرسه ، جو کورنیش ، مشهور شد – اولین بار در مجموعه طنز کانال 4 نمایش آدام و جو، سپس در رادیو. اعتبار فیلم سینمایی بوکستون شامل این موارد است ریش ریش شدن داغ، ذوب ستاره ای و آواز خواندن. در سال 2015 او برنده جایزه را راه اندازی کرد پادکست آدام باکستون، که در آن او با چهره های فرهنگی مصاحبه می کند. خاطرات او ، کتاب رمبل، این هفته در شومیز است.

کتاب رمبل خاطرات کمدین معمولی شما نیست آیا قصد شما این بود؟
برای اکثر بازیگران طنز ، یک کتاب مهم است. شما رسیدهای قدیمی را تحویل می دهید ، چند لیست و دفترچه یادداشت را بهم می ریزید ، چند نکته را که به پستچی گفته اید ، یادداشت می کنید ، سپس می روید “آنجا که می روی ، کتاب من است.” من می خواستم کمی مهمتر کار کنم. سردبیر من دائماً مرا تحت فشار قرار می داد تا از صمیم قلب بیشتر باشم ، تا از مرگ پدرم بنویسم و ​​احساس نکنم که باید تمام مدت خنده دار باشم. وقتی صادق شدم و از ته دل نوشتم زنده شد. اما عمدتاً از اینكه واقعاً آن را تمام كردم تحت تأثیر قرار گرفتم. هر کاری که من انجام می دهم تمایل به کوچک و موقت بودن دارد. من در پروژه های بزرگ مهارت ندارم.

آیا مراحل نوشتن درمانی بود؟
من در حین نوشتن قطعاً گریه کردم. از چیزهایی پشیمان شدم ، احساس شرمندگی کردم ، به چیزهایی فکر کردم که باید می گفتم. من مطمئن نیستم که مقداری از این دیوارپوش ها مفید بود ، اما به طور کلی این کار برای من خوب بود. همچنین این امر مرا ترغیب کرد که در مورد والدینم اطلاعات بیشتری کسب کنم. ما هرگز درباره چیزهای احساسی ، گذشته و خانواده آنها صحبت نکردیم. بنابراین کاوش در همه چیز جذاب بود.

در کتاب چیزهای زیادی در مورد دیوید بووی وجود دارد. او امروز از دنیا چه خواهد ساخت؟
این یک سوال جالب است. آیا او فوق العاده بیدار خواهد شد یا می تواند در نمایش YouTube یو دی روبین ظاهر شود؟ آیا او و جردن پیترسون از افراط فرهنگ لغو ابراز ناراحتی می کنند؟ احتمالاً بووی در زندگی خود چند کار قابل لغو انجام داد. اما دلم برایش تنگ شده است.

آیا اعصاب نوشتن با اعصاب عملکرد متفاوت است؟
وقتی روی صحنه می روم ، معمولاً آماده می شوم. من یک اسکریپت به عنوان یک شبکه ایمنی دارم. با یک کتاب ، هیچ چیز وجود دارد. ترساندن است زیرا شما توسط احتمالات شکنجه می شوید. این همان چیزی است که فیلیپ پولمن آن را “فضای فاز” می نامد – این حس غالب که شما می توانید هر چیزی را بنویسید. به محض نوشتن یک جمله ، شروع به هک مسیری در جنگل امکانات می کنید و نمی دانید که آیا این مسیر درست است.

چگونه در مورد نقد و بررسی کتاب خود واکنش نشان می دهید؟ آیا شما آنها را بیشتر شخصی می گیرید؟
خوانندگان زیادی برای من نامه نوشتند. بیشترین پاسخ را از هر کاری که من انجام داده ام دریافت کرد. اما من تمایل ندارم نقدها را بخوانم. برگشت نمایش آدام و جو روزها ، به سرعت فهمیدم من شخصی نیستم که به خوبی از پس آنها برآید. من در حال حاضر بیش از حد در ذهنم زندگی می کنم. من نیازی به انبوهی از داوران ندارم که در آنجا با من بنشینند و بگویند: “اوه ، این هک بود. چقدر شرم آور.” به همین دلیل است که من از شبکه های اجتماعی نیز خارج شدم: شما احساس می کنید دائماً مورد بازبینی قرار می گیرید – 99٪ بسیار مثبت و خوب بود ، اما این 1٪ است که به شما می چسبد.

بوکستون با جو کورنیش در نمایش آدام و جو ، 1999.
بوکستون با جو کورنیش در نمایش آدام و جو ، 1999. عکس: اندی هال / ناظر

شما اوایل پذیرش پادکست بودید. آیا از همه اینها سیر می شوید؟ جانی ، به تازگی آمده است کپی برداری؟
آره حرامزاده ها نه، نه واقعا. به ندرت احساس می کنم کسی سبک من را لوس می کند. اگرچه گاهی اوقات من می شنوم که مردم با کمی هجوم لنگ و خنده زیاد می خندند و فکر می کنند من و جو [Cornish] مقصر بوده اند اما این طبیعی است. فقط نشستن و فشردن سریع ضبط باعث می شود که شما بسیار درخشان و مهم باشید. فکر کردن آسان است: “این چیزهای عالی است ، مردم دوست دارند آن را دوست داشته باشند” ، اما به همین دلیل است که من با دقت زیادی ویرایش می کنم. پادکست من یک شیرینی است. این یک بازدید بزرگ به شدت تلطیف شده در یک مکالمه است.

قسمت های مورد علاقه شما کدام بوده است؟
جو همیشه خسته ام می کند تا وقتی که خس خس می کنم. گاهی اوقات افراد باهوش و جالبی را به دست می آورید که در گفتگو مهارت دارند – رومش رانگاناتان یا کیتی بورک به ذهن شما خطور می کنند – بنابراین فقط باید موضوع را روشن کرده و به آنها گوش دهید.

اپیزودی که لوئیس ترو آواز می خواند یکی از طرفداران محبوب طرفداران است …
حتی در مدرسه ، لویی و جو دو بامزه ترین فردی بودند که می توانستند با آنها معاشرت کنند. می توانم ببینم که چرا او مسیر جدی مستند را پیمود – برای شما خوب است ، از بافت خود لذت ببرید – بنابراین به نمایش گذاشتن جنبه احمقانه او بسیار خوب است.

شما میهمانان عالی می گیرید. چه کسی هنوز در لیست خواسته های شماست؟
در حال حاضر در ارتفاعات بالا Fran Lebowitz ، Meryl Streep ، John Waters ، Scarlett Johansson و David Hockney حضور دارند. بیورک یکی از قهرمانان من است. ما هر چند هفته یک بار درخواست او را ارسال می کنیم. تیفانی هدیش یکی از بامزه ترین افراد اطراف است. اوه ، و دمی مور. شرط می بندم که او بسیار جالب است.

سگ شما ، روزی ، به ستاره ای بزرگ تبدیل شده است. چه کسی می تواند در لیست خواسته های مهمان او باشد؟
خوب است که روزی بنشیند و گپ و گفتگوی صادقانه ای با گوزن های muntjac محلی داشته باشد. فقط برای اینکه آنها بتوانند گلایه های خود را پخش کنند و توضیح دهند که چگونه وحشت زده می شود توسط یک جلیقه کوچک حیوان خانگی.

کدام پادکست ها را گوش می دهید؟
وسوسه شدیدی برای دروغ گفتن و لیست کردن برخی از آنها که باعث می شود باهوش تر باشم احساس می کنم. اما اگر صادق باشم ، دوست دارم اتلتیکو مینس، ریچارد هرینگ ، بخش هورن و یک کانادایی به نام خودتان پادکست را متوقف کنید. میزبان ها مرا به یاد یک کانادایی من و جو می اندازند.

در قفل کردن از چه فرهنگی لذت برده اید؟
بیشتر کتابهایی که میخوانم مربوط به میهمانان پادکست است ، که خوب است زیرا من را مجبور به ماجراجویی بیشتر می کند. من اخیراً دو رمان کازوئو ایشی گورو را خوانده ام: کلارا و خورشید و غول مدفون شده. من فقط تماشا کردم روزگاری در عراق، که عالی بود ، اما من در کل گریه کردم. وانمود کنید این یک شهر است تزریق شادی بود. من و همسرم همچنین یک سریال علمی تخیلی جنگ سرد را دوست داشتیم همتا – زیر رادار پرواز کرد اما بسیار درخشان است. و به طرز عجیبی ، یکی از نقوش بزرگ آن همه گیری آنفلوانزا کشنده است.

شما خود را “بیش از حد فکر مزمن” توصیف می کنید. آیا در این یک سال گذشته حتی بیشتر درون نگر شده اید؟
لاک داون فرصتی برای غصه خوردن بوده است ، بنابراین من بیش از حد معمول سناریوهای بیماری فوری را سرگرم کرده ام. با این واقعیت که کارشناسی ارشد من در تابستان گذشته به طور غیر منتظره درگذشت ، کمک نکرد. من در حال حاضر در منطقه مرگ و میر بودم که پدر 5 سال قبل اتاق را چک کرد ، اما بعد مادر من را به سمت مرکز آن فرو برد. با پدرم ، خیلی کند بود و او بزرگتر بود ، اما مرگ مادر یک شوک واقعی بود. وقتی او بلند شد ، اینطور بود: “لعنت ، او رفته است. و من بعدی هستم. ” ما در آن سن هستیم که والدینمان بیمار می شوند. ما در ساندویچ غم انگیز زندگی هستیم. ساندویچی از مرگ و ناراحتی. اما طعم های خوشمزه و غیر منتظره ای نیز دارد. زینگ کمی ترشی.

آدم با سگش ، روزی.
با رزی ، همبازی برنده خود در سگ و پادکست. عکس: فابیو د پائولا / گاردین

آیا هنوز تحت درمان هستید؟
در حال حاضر نه. وقتی دستورالعمل روشنی برای رفع مشکل خودم از طرف درمانگر نگرفتم ناامید شدم. نه ، من دارم نیم بند می شوم. بعد از اینکه مادر درگذشت ، من در یک منطقه اضطراری بودم. واقعاً احساس اضطراب کردم و فلاش بک داشتم. این جراحی اورژانسی بود تا یک بیماری مستمر وجودی. درمان برای چند ماه مفید بود ، اما بعد از مدتی احساس شد که من در تولید مشکل دارم. من در حال تجدید نظر در بحث هایی بودم که با همسرم داشتم و می گفتم: «چه کسی حق دارد؟ این من هستم ، نه؟ ” بنابراین کمی مکث را فشار دادم.

چه پروژه هایی در دست اجرا است؟
من قرار است برای یک برچسب ضبط موسیقی کمی موسیقی بسازم. من با اتمام کتابم نماینده خود را شوکه کردم. حالا او دوباره به تردید در مورد توانایی من در ارائه این قرارداد ضبط شده بازگشت.

آیا دوست دارید بازیگری بیشتری انجام دهید؟
این یک غم بزرگ در زندگی من است. ما در هر چهار سری [ITV crime drama] فراموش نشده در قفل کردن و این باعث شد که من حس مسیر Sanjeev Bhaskar را حسادت کنم. اینکه در یک نمایش کمدی موفق باشید و در نهایت در یک نمایش مانند آن بازی کنید؟ وای. من نمی دانم که آیا بازیگران برنده شده اند یا خیر ، اما دوست دارم چنین کاری انجام دهم. شاید وقتی می توانم قطعات قدیمی قدیمی را تهیه کنم وارد مرحله ای شوم.

نمایش آدام و جو آن را جشن می گیرد بیست و پنجم سالگرد امسال آیا برنامه ای برای همکاری مجدد دارید؟
جهنم لعنتی ، 25 سال؟ پیر شدیم مرد ما هر کریسمس برای یک پادکست ویژه دور هم جمع می شویم که بسیار خوب کار می کند. جو مشغول کار است: او اکنون یک کودک خردسال دارد و به سختی کار می کند و یک سریال فانتزی را برای Netflix کارگردانی می کند. من این خیال پردازی را دارم که به شکل فعلی خود از پادکست فاصله بگیرم و برنامه هایی را با جو اجرا کنم که بیشتر شبیه کاری است که ما در رادیو انجام می دادیم. این سرگرم کننده خواهد بود

آیا کتاب دیگری در راه است؟
من هم اینچنین فکر میکنم. من در حین قفل کردن می نوشتم. وقتی مادر در حال مرگ بود ، او گفت: “خوب ، من می میرم تا تو در مورد کتاب دوم خود در مورد من بنویسی.” او تا حدی شوخی می کرد اما منطقی است. اگر کتاب رمبل درباره پدر من و دهه 80 بود ، مورد بعدی ممکن است در مورد مادر من و دهه 90 باشد.

کتاب رمبل در 13 مه در جلد شومیز منتشر می شود (HarperCollins ، 9.99 پوند). برای سفارش کپی با 9.29 پوند به Guardianbookshop.com مراجعه کنید. ممکن است هزینه های تحویل اعمال شود. برای تاریخ تور کتاب ، به آدرس adam-buxton.co.uk بروید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.